47 – برند سازی سیاسی و انتخاباتی

برند سازی سیاسی و انتخاباتی ، با جلسه سوم این موضوع در خدمت شما هستیم، در این جلسه خواهیم دید چگونه می توان بعد از تحقیقات درست، کمپین را طراحی و به پیش برد، در کنار موضوع برند سازی سیاسی و انتخاباتی با منحنی برند سازی و پنج دلیل احساسی مشتریان برند هم آشنا خواهیم شد، خواهیم دید برای دوست داشته شدن یک کاندیدا از چه تاکتیک هایی می توان استفاده کرد، زیر مجموعه تیم کاندیداتوری را خواهیم کاوید و …

بعد از جمع آوری اطلاعات از حوزه انتخاباتی میرسیم به خصوصیات رای دهندگان: شناسایی خصوصیات رای دهندگان در مرحله تعیین استراتژی برای ما تاثیر اساسی خواهد داشت. در شناسایی خصوصیات رای دهندگان ما نه تنها باید بدانیم چه کسانی به کاندیدای ما رای خواهند داد، بلکه باید بدانیم چه کسانی به کاندیدای ما رای نخواهند داد! باید اطلاع بدست بیاوریم که در این حوزه کدام احزاب محبوبیت بیشتری دارند و آیا به نفع کاندیدای ماست یا نه. اگر به نفع ماست که سعی میکنیم دایره نفوذ خود را در این منطقه افزایش بدیم و اگر به علیه ماست بعدا در تعیین استراتژی مانند یک وکیل برای این منطقه عمل خواهیم کرد و در تبلیغات اولین هدف ما این خواهد بود که موجب شک افراد این منطقه به حمایت از حزب رقیب ما شود.

باید بدانیم سطح درآمد رای دهندگان چقدره؟ سطح سواد رای دهندگان چقدره؟ شغل، نژاد، باورهای مذهبی، سن، جنسیت و بقیه موارد هم چیزهایی است که باید به آنها دسترسی پیدا کنیم و در مرحله هدفگیری به آنها دقت خواهیم کرد.

انتخابات گذشته: اطلاعات انتخابات گذشته را جمع آوری کرده و آنالیز می کنیم. در گذشته در این حوزه چه رفتاری از جمعیت سر زده؟ چه شعارهایی در این منطقه موثر واقع شده اند؟ و … همیشه اطلاعات مفیدی از انتخابات گذشته می شه بدست آورد که روند فعلی رو هم تحت تاثیر قرار میدن، شباهت ها و تفاوت های انتخابات گذشته و انتخابات فعلی رو باید واضح بتونیم توضیح بدیم. مثلا در انتخابات گذشته مجلس ایران شرکت مردم حداکثری نبود و باید بدونیم در این انتخابات شرکت مردم حداکثری خواهد بود یا شبیه انتخابات گذشته خواهد بود. چه شعارهای تبلیغاتی در آن دوره مورد استفاده قرار گرفته و باعث موفقیت نمایندگان شده و آیا در این انتخابات هم همان شعارهای تبلیغاتی می توانند موثر باشند؟ اگر شانس افرادی بیشتر است و چندین نفر از حوزه انتخاب خواهند شد، آیا می توان با آنها همکاری کرد؟ این یکی از فاکتورهایی است که آنهایی که سرمایه زیادی ندارند میتونن مورد استفاده قرار بدهند، و یک ایده بازاریابی پارتیزانی است. اگر سرمایه کافی ندارید در حزبی عضو شوید که سرمایه خوبی دارد و در صحبت های خود با تصمیم گیرندگان حزب، نظر آنها را چنان جذب کنید که متقاعد شوند، بودن شما در حزب، باعث بالا رفتن شانس حزب آنها می شود، به کسانی که گفته بودم در انتخابات شرکت کنید من راهکارهای خوبی بهتون میگم، این یکی از همون راهکارهاست!

در مرحله تحقیقات باید متوجه شوید که چه کسانی رقبای اصلی شما خواهند بود. شاید از یک منطقه هزار کاندیدا ثبت نام کرده باشند ولی مطمئن باشید، فقط دو برابر تعداد مجاز راهیابی به مجلس یا غیره رقبای اصلی و بقیه سیاهی لشگر خواهند بود. مثلا در انتخابات ریاست جمهوری که یک نفر رئیس جمهور می شود رقابت اصلی بین دو نفر است (تفکر سیاه و سفید) و در انتخابات مجلس که از یک شهر مثلا سه نفر به مجلس خواهند رفت، حداکثر شش نفر رقابت سختی با هم خواهند داشت. افرادی که شانس بالایی دارند، رقبای اصلی کاندیدای شما هستند.

کلا تیم یک کاندیدا حداقل دارای شش زیر مجموعه زیر است: تیم برند سازی، تیم مناسبات، تیم رای دهندگان، تیم رسانه و تیم حامیان. که همگی در کنار هم و هماهنگ با هم کار می کنند و یک نفر برای جلوگیری از کور سیستمی که در جلسه کارآفرینی تشریح شد، بر فعالیت این تیم ها نظارت می کند. حالا بعد از جمع آوری اطلاعات میریم سراغ گام بعدی که هدفگیری رای دهندگان است.

قبل از اینکه هدفگیری در برند سازی سیاسی و انتخاباتی رو شرح بدم، اجازه بدین منحنی برند سازی رو خدمت شما عرض کنم. یک برند در ذهن مشتریان در یکی از این جایگاهها قرار دارد:

اول: بی تفاوت دوم: متوجه سوم: دوست داشتن و چهارم: وفادار

این منحنی مسیر ما را روشن می کند، اگر همه به برند بی تفاوت هستند باید در گام اول برند سازی، آنها را متوجه برند کنیم، بعد از آن باید آنها را طوری تحت تاثیر قرار بدیم که برند را دوست داشته باشند، دوست داشته شدن باعث انتخاب برند توسط آنها می شود ولی اگر بتوانیم آنها را به جایگاه چهارم هدایت کنیم، آنها شروع به تبلیغ دهن به دهن برند کرده و آن را به دیگران هم توصیه می کنند که این اتفاق اثر پروانه ای سه گام نخست است. در این مرحله هزینه های تبلیغاتی کاهش چشمگیر و سود آوری برند رشد تصاعدی پیدا می کند. برند سازی یک کار دینامیک است و اینطوری نیست که با نوشتن یک جمله زیبا بتوان افراد را به مرحله وفاداری رساند در اینجا پنج دلیل احساسی برند را شرح می دم:

عشق، ترس، آزادی، تحقق رویاها و کسب درآمد آسان

هر برند موفقی یکی از این دلایل احساسی را در خود دارد که باعث وفاداری مشتریانش می شود و هر شرکتی که تلاش می کند برند شود و نمی شود پلن برند سازیش توسط غیر حرفه ای ها نوشته شده و فاکتور احساسی برای آن در نظر گرفته نشده است! هیچکدام از مشتریان نمی توانند دلیل احساسی خود را به زبان بیاورند. مثلا شخصی که از ترس میره واکسن آنفلونزا میزنه نمیگه از بیماری ترسیدم میگه سلامتی شوخی بردار نیست. البته این پنج دلیل اصلی است و خودشان به چندین زیر شاخه تقسیم می شوند. کسی که نتورک کار میکنه، میخاد به درآمد آسان برسه ولی به همه میگه من زیر مجموعه میگیرم چون میخام همه ثروتمند بشن. گاهی خود مشتریان هم دلیل احساسی رو نمیدونن ولی برند سازان واقعا حرفه ای میدونن برندشون کدوم دلیل رو هدف قرار داده! نوابغ برند سازی هم گاهی بیش از یک دلیل رو هدف قرار میدن!

حالا بیاین ببینیم انسانها چه کسانی را دوست میدارند؟ (که در برند سازی سیاسی و انتخاباتی خیلی مهم است)، بیشتر انسانها کسانی را که خاطره بیشتری با او دارند، بیشتر دوست می دارند! (تاکتیک های زیادی در این مورد وجود دارد هر چند با همین یک تاکتیک میشه موفقیت رو کسب کرد) ولی کاندیدای ما قادر نیست، به میزان رایی که نیاز دارد با انسانها ارتباط برقرار کرده، خاطره سازی کرده و دوست داشته شود، به همین خاطر در اینجا از تاکتیک همزاد پنداری استفاده می شود. کاندیدا بعد از هدفگیری قسمتی از جمعیت، کاری می کند که آنها فکر کنند کاندیدا شبیه آنهاست. مثلا کاندیدایی متوجه می شود، اگر کسانی که درآمد پایینی دارند، به او رای بدهند او انتخاب خواهد شد و در کمپین، سفیر فقرا می شود و از زبان آنها سخن می گوید و رای این قسمت از جمعیت را جمع می کند و … (یک توضیح کوچک، کسی که می گوید من پدر ثروتمندان “که همان کارآفرینان و سرمایه گذاران هستند” را در میاورم، بهتر است بعد از انتخاب شدن، فاکتورهای اندازه گیری بیکاری را تغییر دهد، چون بعد از حذف این گروه، بیکاری مثل یک بیماری ویروسی رشد خواهد کرد، چون حذف دو حلقه زنجیر ثروت سازی جامعه باعث فقیر شدن کل اعضاء خواهد شد) مطمئن باشید در انتخابات بعدی کاندیداهای بعدی از بیکاری صحبت خواهد کرد!

در جلسه کارآفرینی هدفگیری را شرح دادم و گفتم که ما چهار نوع هدفگیری داریم: جغرافیایی، آماری، روانی و رفتاری که بیشتر توضیح نمیدم (مثل ریزه کاریهایی که در این جلسات توضیح نمیدم چون مطمئنم همه مطالب از جلسه اول تا این جلسه را مطالعه کرده و به آنها اشراف دارید) بعد از هدفگیری که بر اساس فرصت ها و نقاط قوت کاندیدای خودمان صورت میگیرد. این کار را برای رقبا هم انجام می دیم تا بدونیم اونا از چه استراتژی، تاکتیک و تکنیک هایی در برند سازی سیاسی و انتخاباتی استفاده خواهند کرد. برند سازی سیاسی و انتخاباتی مثل بازی شطرنج است که هر حرکت شما توسط حریف سنجیده شده و پاسخ داده می شود. یعنی در برند سازی سیاسی و انتخاباتی کارها  به این حد حساس و اثر گذار است!

در برند سازی سیاسی و انتخاباتی مثلا اگر ما جمعیت را با جنسیت تقسیم بندی کرده و خانومها رو هدف قرار بدیم و بتونیم روی رای اونا تاثیر بزاریم قادر خواهیم بود 50% رای ها را بدست بیاوریم! ولی خانومها یک زیر مجموعه هم دارند که آن هم خانومهایی هستند که شاغلند! باید این زیر مجموعه را نیز تحت تاثیر قرار بدیم این زیر مجموعه خودش زیر مجموعه ای از خانومهایی داره که شاغل هستند و در عین حال بچه هم دارند! این زیر مجموعه زیر مجموعه دیگه ای داره که خانومهای شاغل بچه دار و کم درآمد را شامل می شود، یا خانومهای شاغل بچه دار و سرپرست خانواده و … یعنی وقتی یک قسمت از جمعیت رو در برند سازی سیاسی و انتخاباتی هدفگیری کردین باید همه شرایط را حساب کرده و برای تک تک اون قسمت برنامه ریزی کنید و ادامه بدین تا به یک نقطه اهرمی برسین. که در جلسه سیستم سازی کسب و کار و جلسه تاخیر در سیستم ها در مورد نقاط اهرمی سیستم ها به تفصیل شرح داده ام و میدونم خوب میدونین منظورم از نقاط اهرمی سیستم چیه.

خوب دوستان درسته موضوع بحث ما برند سازی سیاسی و انتخاباتی است ولی مشاهده می کنین که مطالب میتونه در بقیه انواع برند و برند سازی هم استفاده بشه

برای اطلاع از انتشار مقالات جدید از لینک پایین صفحه عضو کانال تلگرام شرکت بشین

اگه مقاله با تخصص های شما سازگار است و دوستان شما هم از این نوع مقالات استفاده می کنند، از لینک شبکه های اجتماعی در زیر این مقاله برای به اشتراک گذاشتن آن اقدام فرمایید:

0 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

پاسخ دهید