48 – برند سازی سیاسی و انتخاباتی

برند سازی سیاسی و انتخاباتی (قسمت آخر)! در این جلسه نحوه اسپانسر گیری را شرح خواهم داد، علل جذب اسپانسر انتخاباتی را شرح خواهم داد، کاربرد تاکتیک های فروش را ذکر خواهم کرد، استفاده از کلمات “ولی” و “همه میدانند” را توضیح خواهم داد، دور زدن سیستم دفاعی مغز چپ یا عدم توجه آن به یک قسمت از جمله را توضیح خواهم داد، در مورد قالب های فکری توضیح خواهم داد و روش استفاده از آنها را ذکر خواهم کرد و با ذکر مثال روش تبدیل تهدید به فرصت را ذکر خواهم کرد

بعد از تقسیم بندی و هدفگیری در بازار میریم به سراغ جذب حمایت مالی. در پروژه های انتخاباتی چهار نوع حامی خواهیم داشت که می توانیم از آنها درخواست حمایت مالی از کمپین بکنیم:

گروه نخست: خانواده، دوستان و همکاران حرفه ای هستند

گروه دوم: افرادی هستند که از پیروزی کاندیدای شما بهره می برند و رابطه مالی با او دارند یا در انتخابات از نظر مالی منتفع می شوند و قدرت آنها از طریق گزینش کاندیدا بیشتر می شود

گروه سوم: افرادی هستند که از لحاظ عقیدتی با کاندیدا هم جهت هستند

گروه چهارم: کسانی هستند که مخالف رقبای شما هستند و می خواهند با کمک کردن به شما از پیروزی رقبای شما جلوگیری کنند

اگر مصاحبه های نمایندگان دوره های گذشته را مطالعه کنید، خواهید دید که خیلی از آنها پولی بابت انتخابات خرج نکرده اند! یعنی آنها برند سازی سیاسی و انتخاباتی را به صورت اصولی انجام داده اند. خیلی ها می گویند من به حد کافی پول دارم و نیازی به گرفتن کمک ندارم، ولی جذب اسپانسر یکی از تاکتیک های اساسی برند سازی سیاسی و انتخاباتی است. کسانی که در کمپین شما سرمایه گذاری می کنند، اشتیاق بیشتری برای پیروزی شما دارند. گاهی اسپانسری را جذب می کنیم تا او از رقبای ما حمایت نکند. همانطور که در لیست بالا می بینید سه گروه اول آمادگی بیشتری برای کمک به ما دارند و گروه چهارم، گروهی است که کاندیدای ما باید بیشتر از بقیه گروه ها روی آنها زمان می گذارد.

کاندیدا باید راسا وارد مذاکره جذب اسپانسر شود و هیچ یک از افراد تیم کاندیدا نمی توانند در این مورد کمک ایشان باشند! برای سه گروه اول تماس تلفنی کافی خواهد بود ولی برای گروه چهارم شاید لازم باشد کاندیدا به صورت حضوری به مذاکره با ایشان بپردازد. بعد از اینکه لیست اسامی افراد چهار گروه نوشته شد، کاندیدا حق ندارد پیشداوری کند که فلانی پول خواهد داد و یا نخواهد داد و باید با همه افراد تماس گرفته شود! جذب اسپانسر گدایی نیست بلکه یک تاکتیک موثر و ضروری برای هر کمپین برند سازی سیاسی و انتخاباتی است.

مثلا اکثر جنگهای آمریکا در مدت حکومت جمهوری خواهان آمریکا اتفاق افتاده است و دموکراتها بیشتر صلح طلب هستند، پس تولید کنندگان اسلحه، تولید کنندگان طلا و … همیشه طرفدار پیروزی جمهوری خواهان و مسکن سازان، هتلداران، فعالین بخش توریست و … همیشه طرفدار پیروزی دموکراتها هستند. فقط یک تماس تلفنی کافی است تا آنها با حداکثر توان خود به کمپین کمک کنند. قبلا گفته بودم که برای شرکت در انتخابات لازم نیست پول داشته باشید!

تاکتیک های فروش زیادی هستند که کاندیدا باید آنها را یاد بگیرد و موقع صحبت کردن، از آن تکنیک ها استفاده کند و چون قبلا به شما گفته ام حداقل کتاب ” روانشناسی فروش ” برایان تریسی رو بخونین از ذکر تاکتیک ها خودداری میکنم.

همین کارها را در بعدی کمتر برای رقبای اصلی هم انجام می دهیم و حدس می زنیم آنها از چه منابعی جذب بودجه خواهند کرد و با اصول حمله و دفاع و ابتکار عمل سعی می کنیم رقبای اصلی را از منابع مالی محروم کنیم.

حالا یک لیست از گذشته و دوران بچگی، سوابق شغلی، سوابق تحصیلی و … کاندیدا و رقبا جمع می کنید، شاید پیدا کردن یک اشتباه یکی از رقبا “مثلا در بچگی” باعث صرفه جویی عظیمی در هزینه های انتخاباتی شما شود، پس در نوشتن این لیست جدی باشید، یا فهمیدن یک اشتباه کاندیدای خودتان به شما نشان دهد که احتمال موفقیت پروژه خیلی کمتر خواهد بود، به شرطی که این نقطه ضعف توسط رقبا کشف شود!

البته در برند سازی سیاسی و انتخاباتی گاهی اوقات می توان با تکنیک هایی، نقطه ضعف را به نقطه قوت تبدیل کرد. مثلا رونالد ریگان زمانیکه برای بار دوم در سال 1985 می خواست رئیس جمهور شود، بر علیه یک رقیب جوان و پرانرژی رقابت می کرد، در سخنرانی خودش گفت: درست است که جوانی و انرژی فاکتورهای خوبی هستند، ولی همه می دانند که هیچ چیز جای تجربه را نمی گیرد! (در این جمله از سه تکنیک استفاده شده است: اول، جمله به دو قسمت مساوی تقسیم شده و قسمت دوم تبلیغ خود کاندیداست که قبلا این تکنیک را شرح داده ام. دوم، استفاده از کلمه “ولی” تحقیقات نشان می دهد وقتی از این کلمه استفاده می کنید قسمت قبل از کلمه “ولی” در مغز چپ پردازش نشده و از آن خارج می شود و به مغز میانی ارسال نمی شود. “فقط باید دقت کنید که موقع استفاده از این کلمه بصورت شفاهی تن صدا باید دو پرده بالاتر برود” سوم، استفاده از “همه می دانند” این ترکیب باعث می شود جمله بعد از این ترکیب، سپر دفاعی مغز چپ را دور بزند! فقط یک تکنیک دیگر نیز می توانستند در این جمله بکار ببرند و آن این است که قسمت دوم تصویری نشده است تا در مغز راست به صورت بلند مدت ذخیره شود)

نوشتن پیام تبلیغاتی:

در جلسه کارآفرینی به تفصیل نوشتن سه کلمه جادویی و نوشتن شعارهای تبلیغاتی از روی آن را برایتان شرح دادم. در برند سازی سیاسی و انتخاباتی نیز این سه کلمه اهمیت فراوانی دارند. الان که اطلاعات کاملی از نیازها و ارزشهای رای دهندگان دارید روی آنها کار کنید و سه کلمه جادویی کمپین رو طراحی کنید و بعد برای نوشتن شعارهای تبلیغاتی از آن استفاده کنید. یک شعار قوی از روی آن بنویسید. بعد از نوشتن شعار تبلیغاتی آن را در یک جلسه بررسی و در مورد آن بحث و تبادل نظر کنید، ولی سه کلمه جادویی را با همه در میان نگذارید، پیشنهادها را بشنوید و ببینید آیا با سه کلمه جادویی هماهنگ هستند یا نه، اگه هماهنگ بودند این شعارها را یادداشت برداری کنید و در آخر در مورد آنها تصمیم گیری کنید.

در کشورهای دیگر و در برند سازی سیاسی و انتخاباتی از مراجعه در به در و صحبت با تک تک خانواده ها و تصمیم گیرندگان آنها و جلب نظر آنها با نظرسنجی که ترغیب کننده هستند هم استفاده می شود ولی در کشور ما به خاطر فرصت کم تبلیغاتی از این کار صرف نظر می شود.

تدوین متن سخنرانی:

باید توسط کارشناسان برند سازی سیاسی و انتخاباتی تیم نوشته شود و در آخر توسط کسانی اصلاح شود که به آنها می گویند “آگهی نویس” این افراد استفاده از کلمات به صورت هدفمند را بلدند و تعیین می کنند که در کدام قسمتها باید لحن سخنران بالا و پایین شود.

قالب های فکری:

هر سیاستمدار قدرتمندی بالای ده قالب فکری دارد که باعث می شود خیلی زود بتواند از آنها استفاده کرده و تصمیم گیری کند. قالب های فکری از بین افرادی که تفکر ساده ای در یک زمینه دارند انتخاب می شوند و کاندیدا باید زمانی را به همصحبتی این افراد اختصاص بدهد. این افراد از بین متخصص ها انتخاب نمی شوند چون متخصص ها تفکر پیچیده ای دارند که به سختی می توان آن را کپی کرد. یکی از ضروری ترین قالب های فکری، قالب اقتصادی است، اقتصاد چنان مهم است که اگر فرصت تحقیقات بازار نداشته باشین ولی بتوانید در این مورد برنامه های قوی و ساده بدهید به احتمال بالای 50% در بین انتخاب شده ها قرار خواهید گرفت. یک قالب فکری در مورد بهداشت، قالب سوم در مورد نظامی و امنیت، قالب چهارم در مورد راه سازی، قالب پنجم صنعت و قالب ششم جوانان، اینا قالب هایی هستند که باید شناسایی شده و مورد بازدید قرار گیرند. قالبهای بیشتری نیز می توان به لیست اضافه کرد ولی در کمپین ها فرصت زیادی برای بیش از شش قالب وجود ندارد والبته این لیست اجباری نیست و بسته به شرایط دینامیک میتوان قالب های دیگری را جایگزین کرد.

حالا حتما می پرسین این قالب ها به چه درد میخورن؟ در آخر جلسات سخنرانی سوالاتی پرسیده می شود که خیلی از آنها را طرفداران رقبا از شما می پرسند، با کمک گرفتن از این قالب ها (در ذهن خود میپرسین اگه فلانی اینجا بود به این سوال چه جوابی میداد و مغز راست با تصاویر قالب بندی شده بهترین جواب را در اختیار شما قرار می دهد) می توانید در کمترین زمان یک جواب ساده و قدرتمند بدهید و اگر بتوانید طرفداران رقبا را قانع کنید، خیلی از طرفداران آنها از آنها دلسرد شده و با تمام قدرت در خدمت رقیب نخواهند بود و از صورت تهدید به فرصت تغییر چهره خواهند داد.

تنفس در شکم که تاثیر روانی زیادی دارد، از کتابهای آموزش هنرپیشگی استفاده کرده و به کاندیدا آموزش دهید که موقع سخنرانی در شکم خود تنفس کند نه در سینه.

در برند سازی سیاسی و انتخاباتی ستادهای انتخاباتی اهمیت زیادی دارند، برنامه های ستادهای انتخاباتی را تدوین و به آنها به حد کافی آموزش دهید و به کار بگیرید. بعد از اجرای برنامه با نظر سنجی های انتخاباتی که انواع مختلفی دارند، روند پیشرفت و رشد کمپین را اندازه گیری کنید و تغییرات لازم را در آن اتخاذ کنید.

اگر رقیب شما قبلا در مجلس بوده است و شما بار اولی است که می خواهید به آن راه پیدا کنید باید در سخنرانی شما نشان داده شود که مجلس در چهار سال گذشته نتوانسته است خوب فعالیت کند و تعدادی از مشکلات چهار سال پیش که هنوز وجود دارند را ذکر کنید، و اگر نماینده هستید باید نشان دهید که مجلس عملکرد قابل قبولی داشته است و از اصول ابتکار عمل در مباحثات استفاده کنید.

در آخر جلسه بزارین یه تکنیک پارتیزانی هم ذکر کنم. قبلا گفتیم: حداقل هر تهدیدی فرصتی و هر فرصتی تهدیدی در خود نهفته دارد! بعد از رد صلاحیت نفراتی از این انتخابات، الان کسانی که رد صلاحیت شده اند می توانند با روزنامه ها صحبت کنند، چون در کانون توجه آنها قرار دارند. بدون اتهام زدن به این و آن، در مورد عشق و اهدافی که داشتین صحبت کنین ولی یه ذره هم چاشنی بی انصافی در رد صلاحیت بهش بزنین تا خواننده روزنامه آنرا دنبال کند و زمینه را برای دوره بعد مهیا کنید. به من هم نگین دیگه هیچوقت تایید نمی شم چون هیچ پیش بینی در جهان 100% درست نیست، شاید بعد از اعتراض در همین دوره صلاحیت شما تایید شد و از این تبلیغات رایگان بهره فراوان بردید!

برای اطلاع از انتشار مقالات جدید از لینک پایین صفحه عضو کانال تلگرام شرکت بشین

اگه مقاله با تخصص های شما سازگار است و دوستان شما هم از این نوع مقالات استفاده می کنند، از لینک شبکه های اجتماعی در زیر این مقاله برای به اشتراک گذاشتن آن اقدام فرمایید:

0 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

پاسخ دهید