1 – برند سازی سیستمی – اثر پروانه ای

در این جلسه خواهیم دید: چگونه پدر هیتلر از پسرش یک جانی جهانی ساخت، چگونه تربیت اشتباه یک مادر میتونه در بلند مدت بچه اش رو در دام بی ارزشی گرفتار سازد، سیستم ها چطوری با تغییرات کوچک نتایج بزرگ خلق می کنند و …

اجازه بدین قبل از اینکه بریم سراغ درس، دو مقدمه کوچیک خدمت دوستان عرض کنم

بنده رحیم نظری متولد سال 54 هستم و قراره چیزایی رو که بلدم در این گروه با شما دوستان عزیزم شریک بشم. سیستم‌ها، بازاریابی و برند سازی، روانشناسی جمعیت، برند سازی سیستمی و تفکر سیستمی در مدیریت بازاریابی موضوعاتی هستن که دانسته‌هام رو با شما عزیزان شریک خواهم شد.

این قسمت اول مقدمه و حالا قسمت دوم:

یک روز نادر شاه از میدان جنگ میگذشت که سربازان کشته دشمن رو در حالی دید که سر و دست راستشون از بدن جدا شده و به زمین افتاده بودند، به فرماندهان گفت کسی که این سربازان رو کشته پیدا کنین و پیش من بیارین، گشتن و پیرمردی رو آوردن پرسید: تا حالا در جنگی شرکت کرده ای و پیرمرد گفت: خیر پرسید: تو که اینقد قدرتمندی چرا در این سالها در هیچ جنگی شرکت نکرده‌ای؟ جواب داد: تا حالا کسی به نام نادر شاه افشار نبوده تا من در کنار او در جنگ شرکت کنم

سالها بود استاد کلهری، مهرعلی پور و اسمعیل زاده در این کشور بودن و میتونستن به تمام معامله‌گران دانسته هاشونو آموزش بدن ولی استاد قلی پور باید چنین گروهی تشکیل میداد، برای تک تک استادان و جناب قلی پور به خاطر چنین گروهی آرزوی سلامت، عشق و ثروت میکنم. خدا خیرشون بده

از امروز در خدمت شما خواهم بود تا در مورد سیستم‌ها و اصول تفکر سیستمی چیزهایی رو که میدونم و از آنها استفاده میکنم با شما شریک بشم.  هدفم از این مباحث آموزش تفکر سیستمی برای شما نیست هدفم آشنا کردن شما با سیستم ها از بعد عملی آنها است، چون همین الان هم میتونین با جستجو در اینترنت هزاران مقاله و کتاب در این مورد پیدا کنین و بخونین ولی استفاده کردن از تئوری های آن کتابها سالها میتواند برایتان هزینه زمانی داشته باشد.

سیستم های زیادی در اطرافمان وجود دارد و ما روزانه به حدی که تصورش رو هم نمیتونیم بکنیم با آنها روبرو هستیم، ابتدا لازم است تا عرض کنم به چه چیزهایی میگیم سیستم و چه چیزهایی سیستم نیستند. یک سیستم باید سه مولفه زیر رو داشته باشد:

اول: هر سیستمی حداقل دو جزء دارد

دوم: بین اجزاء هر سیستم ارتباط وجود دارد

سوم: هر سیستمی دارای هدف و ماموریت است

مثلا سنگ های یک کوه یک سیستم نیستند چون ارتباطی با یکدیگر ندارند ولی اگر یکی از آنها “حرکت” کنه و به دیگری بخوره به علت به وجود آمدن ارتباط، یک سیستم شکل میگیره و هدف آن هم میتونه ریزش کوه باشه.

دوستان عزیز توجه کنند که هر کلمه‌ای رو که داخل کوتیشن مینویسم به معنی اینه که رو اون کلمه تاکید وجود داره و احتمالا در آینده مبحثی در مورد همین کلمه ارائه خواهد شد.

یا اگر یک آپارتمان رو در نظر بگیریم که ساکنان آن هیچ ارتباطی با هم ندارند یک سیستم نیستند ولی به محض اینکه دو نفر از ساکنان دو واحد متفاوت باهم سلام علیک کردن یک سیستم شکل گرفته است و هدف سیستم می‌ تواند کمک گرفتن از یکدیگر در موارد اضطراری باشد.

تعویض هر کدام از این فاکتورها میتونه باعث تغییر رفتار سیستم بشه.

اگه جزئی از سیستم تعویض بشه سیستم جدید شاید شبیه سیستم قبلی باشه ولی دیگه اون سیستم قبلی نیست و در ادامه کلاس امروز در مبحث اثر پروانه ای بیشتر متوجه خواهید شد.

مثلا اگه قلب یک نفر رو پیوند بزنن قلب جدید ریتم قلب قبلی رو نخواهد داشت و سلولها خودشان رو با قلب جدید هماهنگ خواهند کرد و بازده سیستم در بلند مدت تغییر پیدا میکنه.

قلب جدید شاید قدرت پمپش بالا نباشه و سلولهای مغز مجبور بشن در مصرف صرفه‌جویی کنن و همین باعث تفکرات دیگه ای در فرد بشه و چون تفکر ماده اولیه سیستمهای انسانیه در بلند مدت با سیستمی جدید مواجه خواهیم شد که انتظارش رو نداشتیم.

یا ارتباط بین اجزاء رو اگه تغییر بدیم سیستم تغییر رفتار میده، مثلا اگه دانشجوها رئیس دانشگاه رو انتخاب کنن، سیستم آموزش عالی دچار تغییری اساسی میشه.

در مورد هدف، اگه درخت رو یک سیستم در نظر بگیریم هدف از اون سیستم تولید اکسیژنه، اگه هدف درخت رو به مصرف اکسیژن تغییر بدیم دیگه یک گیاه نداریم و درخت تبدیل به یک حیوان میشه.

تمام معامله گران و دست اندرکاران بورس و وزیر اقتصاد ،سیستم بورس رو تشکیل میدن، گاهی ما متوجه وجود سیستم ها میشویم ولی به علت ساختار مغزمان که در سیستم آموزش و پرورش تفکر خطی رو به ما آموزش داده‌اند، به هدف سیستم دقت نمی کنیم، کارآگاهها خطی فکر نمیکنند و در هر صحنه‌ای که وارد میشوند دنبال یک فاکتور میگردند “انگیزه قاتل یا همان هدف!”

اگه شروع به تفکر سیستمی بکنید دنیا رو متفاوت‌تر، زیباتر و لذت بخشتر از قبل خواهید یافت. اما فاکتورهای ذهنی سیستم ها:

اول: هر سیستمی بخشی از جهان واقعی است و وقتی ما به آن توجه میکنیم آن را از بقیه جهان “جدا میکنیم”

دوم: وقتی ما این سیستم رو در نظر گرفته و تعریف کردیم این یک “برداشت” از سیستم است و خود سیستم همیشه چیزی بالاتر از برداشت ماست!

سوم: فاکتور سوم ذهنی هم بیان ما از واقعیت است

به دلیل فاکتور دوم ذهنی است که همیشه باید در تحلیل نمودارها قطعیت رو از بیان کردن‌هامون حذف کنیم. حداکثر میتونیم بگیم به احتمال 99% قیمت سهم از این پایین‌تر نخواهد رفت. حالا با تفکر سیستمی متوجه میشویم که چرا سهمی سود بالا اعلام میکنه ولی باز هم ریزش ادامه داره و نمودار تغییر روند نمیده.

سیستم بورس متشکل از میلیونها انسان و سیستم مغز هر انسانی متشکل از بیش از صد میلیارد نورون است و این میلیونها انسان موقع بدبینی حتی اتفاقات خوب رو هم بد تفسیر میکنه.

ما روزانه با بی نهایت واقعه در اطرافمون مواجه میشویم و مغز ما مکانیزمی دارد تا این بی نهایت رو فیلتر کنه و نیازهای خودش رو از این اتفاقات استخراج کنه.

بزارین اینجا سه فاکتور “مغز چپ” برای فیلتر کردن اتفاقات اطرافمون رو بگم تا راحتتر ادامه بدیم. “مغز چپ” ما با سه فاکتور تمام اتفاقات اطرافمون رو فیلتر میکنه: توجه انتخابی، تفسیر انتخابی و نگهداری انتخابی

توجه انتخابی: وقتی گرسنه‌اید در اتوبوس نوشته‌های رستورانها و ساندویچ فروشیها رو میخونین، وقتی تشنه‌این صدای آب داخل جوی آب رو واضحتر میشنوین، یا رنگ نوشابه‌ها رو دارین دید میزنین!

هر اتفاقی بعد از گذشتن از دو فیلتر اول به همون شکلی که “تفسیر شد” در مغز ذخیره میشه و بعد از این عکس‌العمل ما به اتفاقات بوسیله این کلیشه‌ها در کسری از ثانیه تصمیم‌گیری میشه

سهمی که سود خوب اعلام میکنه رشد نمیکنه چون سیستم خرید و فروش کنندگان تفسیر منفی از بازار داره و دلیلی که از این کلیشه استخراج میکنه اینچنینه:

“اومدن اینو بالا اعلام کردن که بلکه سهم سبز هم در بازار پیدا بشه، دو سه روز دیگه شفاف سازی میکنه و ضرر اعلام میکنه! دارن اینجا پول ما رو ذوب میکنن!”

ذوب کردن پول جمله‌ای بود که یکی از سهامداران در تالار بورس تبریز به یک خبرنگار میگفت و بنده به گوش خودم اینو شنیدم

تفسیری که ذخیره شده اینه و به این سرعت تفسیر عوض نمیشه. بعدا در مورد تاخیر در سیستم‌ها هم مطالبی خدمت دوستان عرض خواهم کرد

پس تفسیر و بیان ما از یک سیستم همیشه کامل نیست و سیستم از آنچه که ما تصور و تفسیر میکنیم بزرگتر و جامعتره

دیشب به جناب قلی پور گفته بودم که امروز اثرپروانه‌ای رو در حد سواد خودم خدمت دوستان بگم ولی مثل اینکه تعریف سیستم‌ها بیش از آنی بود که بشه در یکی دو سطر شرح بدم! حتی خودم هم تعجب کردم!

طبق تئوری آشوب چهار فاکتور در سیستم‌ها وجود دارند که رفتار سیستم‌ها رو خارج از انتظار ما رقم میزنه.

اثر پروانه‌ای

سازگاری پویا

جاذبه های غریب

و خودمانایی

امروز اثر پروانه‌ای موضوع بحث ماست یا بهتره بگم بود؟ در این 9 دقیقه سعی میکنم کمی توضیح بدم اگه مطلبی موند، میمونه واسه جلسه آینده. اثر پروانه ای رو اولین بار ادوارد لارنس کشف کرد و گفت اگه پروانه‌ای در آفریقا محکم بال بزنه احتمال داره در آمریکا طوفانی درست بشه!

سیستم‌ها در مقابل تغییرات بزرگ عکس‌العمل زیادی از خود نشان نمیدهند ولی در مقابل تغییرات کوچک عکس‌العمل‌های بزرگ نشون میدن!

مثلا ده متر مکعب آب در حمامتان بریزید هیچ اتفاقی نخواهد افتاد ولی اگه آب شیر رو طوری تنظیم کنید که در هشت ساعت “فاکتور زمان” پنج متر مکعب چکه کنه

صبح که از خواب پا میشین متوجه میشین که سیمان موجود در وسط سرامیک‌های حمام از بین رفته و سیستم یکپارچه سرامیک‌ها به هم خورده

اثر پروانه ای تفاسیر دیگه‌ای هم ازش شده که یکی از آنها “خاصیت انبار شوندگی” است

داستان قورباغه پخته رو احتمالا خیلیا شنیدن، یک قورباغه رو اگه در آب داغ بندازین سریع عکس العمل نشون داده و از آب بیرون میپره ولی اگر همون قورباغه رو در آب سرد قرار بدین و بزارین بالای اجاق، بعد از مدتی آب شروع به گرم شدن میکنه و عضلات قورباغه شل میشه و کار بجایی میرسه که قورباغه واقعا فلج میشه و در آب میپزه

این نوعی از اثر پروانه ای است که خاصیت انبار شوندگی در سیستم‌ها رو نشون میده

مادری که پسرش رو بخاطر بازی کردن با دخترهای همسایه کتک میزنه در کوتاه مدت باعث میشه پسر از دخترا دوری کنه ولی بخاطر خاصیت انبار شوندگی وقتی که پسر از مادر دور شد همه هدفهای زندگیشو فدا میکنه و وقتش رو در جاهایی میگذرونه که دختر خانومهای زیادی در اونجا رفت و آمد میکنن

اثر پروانه‌ای انقد گسترده است که مثالهاش واقعا نشون میده با یه گل چه بهاری که نمیشه!

پدر هیتلر اکثرا اونو با کمر بند میزد و احمق خطابش میکرد. همین حرفا باعث شد وقتی هیتلر بچه بود هیچ کاری نکنه و وقتی به استقلال رسید برای اینکه ثابت کنه احمق نیست پنجاه میلیون انسان رو کشت.

هیچ مردی دوست نداره به همسرش دروغ بگه ولی گاهی خانوم انقد اصرار به شنیدن واقعیت داره که مرد تصمیم میگیره همین یک دفعه رو بهش دروغ بگه، با همین یک دفعه اثرپروانه‌ای آزاد میشه و دروغهای بعدی و در دنباله عدم تعهد به خونواده و …. و سقوط خونواده!

هر چقد سریع نوشتم بازم نرسیدم همه حرفا و مثالهامو در مورد اثر پروانه ای بگم انشاالله جلسه آینده دنباله این بحث و بحث جدید رو خدمت دوستان ارائه خواهم کرد. بعد از یاد گرفتن اصول تفکر سیستمی چگونگی استفاده از اونا رو در مدیریت بازاریابی آموزش خواهم داد