4 – برند سازی سیستمی – خودمانایی

در این جلسه خواهیم دید: چرا با توصیه پدر و مادرها باز هم بچه ها علاقه ای به کتاب خواندن ندارند، چگونه رفتارهای شخصی یک کارمند میتونه کل یک کسب و کار را تحت تاثیر قرار بده، چگونه با حرکات یک نفر در شطرنج میتوان وضعیت زندگی و کسب و کار او را پیش بینی کرد، با قوانین زنجیر و علف هرز آشنا خواهیم شد، خواهیم دید ما قدرت تغییر ژنهای خودمان را داریم و …

دوستان عزیزم سلام. موضوع جلسه امروز خودمانایی در تفکر سیستمی است. خودمانایی یعنی اجزاء کل سیستم رفتاری شبیه خود سیستم دارن. یک آینه رو هر چقد بشکنیم، ریزترین تکه‌های آن هم شبیه خود آینه است. البته باید اینو خدمت شما عرض کنم که تفکر سیستمی نقطه مقابل تفکر تحلیلی است و ما همیشه اجزاء سیستم را وقتی بررسی میکنیم که روی سیستم هستند و از سیستم جدا نشده‌اند، اگر چشم انسان رو از بدنش خارج کنن تا بررسیش کنن دیگه اون چشم مال اون بدن نیست و از بین رفته است. جراح قلب وقتی قلب رو جراحی میکنه قلب همچنان جزئی از سیستم است و اگر از بدن جدا بشه، هم سیستم و هم قلب از کار میافتن.

برای استفاده از این قانون در تفکر سیستمی در مدیریت بازاریابی بنده همیشه این توضیح رو مورد استفاده قرار میدم:

همه چیزمان مانند همه چیزمان است

این قانون علت اکثر اتفاقات رو نشون میده. شکست تولید شکست میکنه، موفقیت تولید موفقیت میکنه، فقیر، فقیرتر و ثروتمند، ثروتمندتر میشه. همه اینها متکی بر قانون خودمانایی سیستم‌هاست. با کمی توضیح بیشتر قادر خواهید بود در همه سیستم‌ها این قانون رو تشخیص داده و بر مبنای آن تصمیم‌گیری کنید.

ابتدا باید در نظر داشته باشین که رفتار راس هرم در رفتار کل سیستم تاثیر میزاره و سیستم خیلی به این رفتار حساسه، ولی رفتار اجزاء سیستم هم بی‌تاثیر نیست و هیچوقت نمیشه رهبر یک سیستم رو تنها مقصر رفتار آن دانست ولی سهم رهبر خیلی بیشتره!

کسی که وسایلش رو همیشه گم میکنه، این رفتارش به سیستم‌هایی که در آن حضور داره سرایت میکنه و اکثرا پرونده‌های شرکت در جاهایی هستند که جای پرونده نیست. پدری که در خانه فریاد میزنه، نمیتونه به بچه‌هاش سفارش کنه با صدای بلند صحبت نکنن، حتی اگه با دیکتاتوری بتونه بچه‌هاش رو خفه کنه این خفه شدن در کوتاه مدت اتفاق میافته “خاصیت انبارشوندگی و اثر پروانه‌ای” و وقتی بچه‌ها بزرگ میشن، همیشه با صدای بلند در خانه حرف میزنن و اکثرا مخاطب فریادهای ایشون، پدر خانواده است “البته فاکتورهای دیگه سیستم رو در اینجا صفر فرض کردیم” به همین خاطر فیلسوف بزرگ کانت میگه: طوری رفتار کن که به همه بگویی مثل من رفتار کن!

پدر و مادری که سالی یک کتاب هم نمیخونن، اکثرا بچه‌هاشون از مطالعه گریزانند. من هیچوقت به پسرم در مورد مطالعه توصیه نکرده‌ام ولی او همیشه ساعاتی از روز رو ابتدا با کتاب‌های درسی و سپس غیردرسی میگذرونه، وقتی ازم کتاب میخواد و میخرم خیلی خوشحال میشه، فقط از بچگی دیده که باباش هر شب بدون تعطیلی مطالعه میکنه!

همه چیزمان مانند همه چیزمان است. با کسی که قرار است معامله بکنین، یک دست شطرنج بازی کنین، اگه دست به مهره بازی نکرد، مطمئن باشین این شخص اکثر چک هاش پاس نمیشه و در اجرای تعهداتش کوتاهی میکنه! اگه به اسب علاقه داره این شخص دوستاش، کارمنداش شرکای تجاریش و غیره رو به عنوان ابزاری برای موفقیت خودش میدونه و بجای کلمه “ما” از “من” زیاد استفاده میکنه. کسی که به رخ علاقه داره میتونین رو صداقتش شرط ببندین. کسی که عاشق وزیره اهل ریسکه و کسی که زود اقدام به تعویض وزیر میکنه در هر رابطه‌ای رفتاری میکنه که بهترین انسانها هم با او رفتاری دیکتاتوری در پیش بگیرن، بیشتر و مفصل‌تر از این هم میتونم در مورد روانشناسی شخصیتی در شطرنج بنویسم ولی به همین اندازه بسنده میکنم.

مدیری بود که قبلا خیلی رابطه نزدیکی با هم داشتیم، یک روز زنگ زدم که خدمتش برسم و قراردادی برای اجرای کارهای شرکت ما بنویسیم. بعد از سلام و احوال‌پرسی گفتم، میخوام بیام با هم صحبت کنیم، پرسید در چه موضوعی؟ گفتم کار و زندگی، گفت راستش رو بخواین من وقت اضافی ندارم! همون روز شماره‌اش رو از گوشیم پاک کردم و هیچوقت هم دیگه بهش زنگ نمیزنم، چرا؟ همه چیزمان مانند همه چیزمان است. وقتی او در رابطه چندین ساله ما که بیشمار سود از افکار من برده حالا هم داره دنبال سود خودش میگرده و تعهدی برای جبران زحمات من نداره، در بلند مدت مثل یک انگل خون شرکت ما رو خواهید مکید. حالا هر روز از سایتها اصول برندینگ یاد میگیره و داره در شبکه‌های اجتماعی واسه خودش برند سازی میکنه، ولی من یک “پنجره شکسته” در افکارش دیدم! مطمئنا اگه شطرنج بلد باشه همیشه از اسبهایش استفاده خواهد کرد.

کسی که تا ساعت یازده میخوابه “کسانی که بخاطر شبکاری میخوابن موضوع این مثال نیستن”‌ یعنی معنی زمان رو نمیدونه “زمان اونقد اهمیت داره که در این کلاسها و در تک تک مثالهام باید به این کلمه دقت کنین” اگه شما از چنین شخصی چک داشته باشین، مطمئن باشین با تاخیر چکتون پاس میشه.

شرکتی بود که ما با آنها همکاری میکردیم. چند وقتی بود که مدیر فروشی استخدام کرده بودن که بیش از حد آرایش میکرد، وقتی من منتظر انجام کارها بودم، میدیدم ایشون رفته و آرایش خودش رو تجدید کرده، تصمیم گرفتم یه شرکت دیگه پیدا کنم و بعد از پایان این پروژه، دیگه با این شرکت همکاری نکنیم، مطمئن بودم در تاخیر سفارش ما این مدیر بی‌تاثیر نیست. البته من شیخ نیستم و فقط سیستم شناسم و از تفکر سیستمی در مدیریت بازاریابی استفاده میکنم. ولی ایشون که بیش از حد آرایش میکنه، حتی تشکر من بابت انجام قسمتی از پروژه رو، هم دیگران و هم خود ایشون تفسیر منفی میکنن، دیروز برای بررسی و تایید قسمتی از پیشرفت کار به شرکتشون دعوت شدم، وقتی رفتم دیدم ایشون حضور ندارن و مدیر فروش جدیدی استخدام شده، خانومی متین، مودب و با گامهایی سریعتر از یک آدم معمولی! “خودمانایی” علت رو جویا شدم، مدیر شرکت گفت: در این مدت که ایشونو استخدام کرده بودیم، هر روز تاخیر داشتن “اتلاف وقت با آرایش به سیستم تاثیر گذاشته بود: خودمانایی” مشتریای شرکت ما که مدیران برجسته شرکت‌ها بودن به شرکت‌های رقیب رفتن و جاشون رو جوانان تازه کار گرفته‌ان “جاذبه غریب” سفارشات با اینکه کمتر از قبل شده ولی زمان تحویلشون بالاتر رفته بود “خودمانایی”. از مدیر شرکت تشکر کردم و گفتم که تصمیم داشتم منم به شرکت دیگه‌ای برم و دقیقا هم به خاطر حضور همین خانوم در شرکت شما بود. ولی به خاطر هوشیاری شما همکاری ما ادامه خواهد داشت.

قانون قدرت زنجیر: قدرت یک زنجیر را ضعیف‌ترین حلقه آن تعیین میکند! این تفسیری از خودمانایی در سیستم‌هاست. اگر همه درسهایتان را خوب بخوانید ولی اصلا در انگلیسی نمره خوب نگیرید همان انگلیسی چندین سال از عمرتان را میگیرد. اگر همه اعضای یک تیم فوتبال در سطح بالایی بازی میکنند و فقط دروازه‌بان تیم ضعیف باشه، قدرت آن تیم به اندازه قدرت دروازه‌بانشان است. در سیستم‌ها اصلا میانگین یا معدل‌گیری نداریم.

قانون علف هرز: برای داشتن گیاهان مفید در مزرعه خود، باید زحمت بکشین، ولی علف‌های هرز بدون زحمت هم رشد میکنن. مثبت بودن زحمت میبرد ولی برای منفی بودن نیازی به تلاش نیست و کافی است مثبت فکر نکنین. پس طبق قانون علف هرز حالت خنثی در سیستم‌ها نداریم، اگر کار خوبی نمیکنید حتما کار بدی میکنید، حداقلش اینه که دارین عمر گرانمایه‌اتونو تلف میکنین. “در جلسات آینده در مورد مثبت و منفی فکر کردن هم جلسه‌ای خواهیم داشت که در سیستم‌ها همیشه مثبت، مثبت و منفی، منفی نیست”

حالا با ترکیب این دو قانون اصولی در مورد سیستم‌ها استخراج میکنیم. چهار نفر دوست را فرض کنید که سه نفر آنها درآمدی بالای دو میلیون تومان در ماه دارند و یکی از آنها پاره وقت کار میکند و حقوقی زیر پانصد تومن در ماه نصیبش میشود. طبق قانون قدرت زنجیر و علف هرز، نقطه تمایل “جاذبه غریب” این سیستم حقوق زیر پونصد تومن است. ایشون بخاطر کم کاری و داشتن وقت اضافی به محل کار هر سه دوست خود خواهد رفت و باعث عقب افتادن تحویل سفارش آنها خواهد شد: ای بابا شما چرا خر کاری میکنین، چهارشنبه که تعطیله پنجشنبه رو هم تعطیل کنین سه روز رو با هم بریم گردش و دور هم خوش بگذرونیم، اینا جملاتی است که ایشون در جمع دوستانه میگن و طبق قانون علف هرز، اونا رو از مثبت فکر کردن و تلاش منصرف میکنن و سیستم به طرف جاذبه غریب خودش حرکت میکنه. دولتمردان بد را شهروندان خوبی که رای نمی‌دهند انتخاب میکنن!

توجه کنین که این قانون صورتی متفاوت در خانواده دارد. در خانواده‌هایی که خانوم خانه‌داره چون تقسیم وظایف صورت گرفته است اینجا نمیتوان سیستم را متمایل به درآمد صفر در نظر گرفت. ولی تنبلی آقا یا خانوم خانواده میتونه تبدیل به شاخص خودمانایی سیستم بشه. “در این مورد بعدا در جمع بندی قوانین سیستمی بیشتر صحبت خواهیم کرد.”

براساس قانون خودمانایی، تفسیری دیگه وجود داره که به مفهوم خارپشتی مشهوره. روباه در هزاران سال گذشته هر شب حقه‌ای جدید برای شکار خارپشت سوار میکنه و خارپشت یک قانون ساده برای مبارزه با روباه داره: “هر وقت صدای پایی شنیدی، جمع شو” هر کسی در زندگی مفاهیم خارپشتی داره و بر اساس آن رفتار میکنه و از بازدهی صد در صدی آن مطمئنه مثلا: اگه لذت غذا براتون مهمه همیشه در رستورانهایی غذا بخورین که آشپزش چاقه! در زندگی دنبال راه حل آسانسوری نباش، مسیر موفقیت پلکانی است! اگه میخوای بدونی یک روحانی چقد مقدسه، بهتره یک سال کنارش زندگی کنی! پدرت حتی اگر در کما باشد تا وقتی که نفس میکشد، قویترین مرد روی زمین هستی! مادرت تنها انسانی است که ریتم قلبش با تو یکی است، وقتی بچه بودی از فرسنگها فاصله گرسنه بودنت را میفمید، در بوسیدنش دست و دلباز باش! زنها اگر تعصب جنس خودشان را داشتند، هیچ مردی قادر به خیانت کردن به زنش نبود! دسته تبر از جنس درخته! به حرف کسی که عصبانی شده گوش نکن! وقتی دامنها بلندتر میشوند از بورس خارج شو! در هر بازاری اگه دیدی افراد غیر متخصص هم وارد بازار شده‌اند تو از بازار خارج شو! تا صبح هم میتونم براتون مفهوم خارپشتی بنویسم و با اصول سیستمی علتشان را تشریح کنم ولی همینقدر کافیه.

برای همین هیچوقت با رزومه، کارمندی را استخدام نکرده‌ام و نمیکنم. هیچوقت برای کسی رزومه پر نکرده‌ و نمیکنم. با اصول خودمانایی سیستم‌ها میتوان کارمند سیکلی استخدام کرد که از هر کارمند لیسانسی بیشتر به درد مجموعه بخوره! مدیری که در جلوی چشم تو کارمند دیگه‌ای رو تنبیه میکنه مطمئن باش روزی آبرویت را خواهد برد، خودت را گول نزن، استعفایت را بنویس و برو، طبق قانون خودمانایی تو نمیتوانی استثنا باشی!

مغز انسان سیستم پیچیده‌ایست که با نگاه کردن به خروجی‌هایش، میتوان به داده‌ها و پروسه جعبه سیاهش پی برد. پوست هر انسانی ممکنه دچار بریدگی بشه، ولی اگه کسی رو میبینین که اکثرا دچار بریدگی میشه و بصورت “مکرر” این اتفاق میافته، بدونین اون شخص نسبت به خودش خشمگینه و احساس گناه میکنه. انگشت شست هر کسی اگه “مکرر” زخمی میشه، اون شخص به عقل خودش شک داره و از نگرانی مزمن رنج میبره! انگشت اشاره زخمی “مکرر” نشانه کمبود اعتماد بنفس و ترس اون شخصه و …. همه اینها خروجی مغزه. با دیدن این نشانه‌ها شروع به جستجوی علت بکنین. دکترها و روانشناسها همیشه تلاش میکنن خروجی‌ها رو اصلاح کنن، ولی در سیستم‌ها باید ورودی و جعبه سیاه رو اصلاح کرد تا خروجی‌ها اصلاح بشن. همه چیزمان مانند همه چیزمان است.

بروس نپتون پرفسوری بود که در زمینه ژنتیک تحقیق و مطالعه میکرد، خودش میگوید چون ژنها قسمت ثابت زندگی هستند بهتر میشه روشون کار کرد تا اینکه روی چیزای دینامیک زندگی کار کرد. روزی نقشه ژنتیک یک مرد را داشت و روی بدن او مطالعه میکرد. بعد از چند ماه وقتی نقشه جدیدی از ژنهای مریضش برداشت و متوجه شد، نقشه کلا عوض شده است!!! علت را جویا شد و مرد اظهار بی‌اطلاعی کرد. بعد از اصرار بروس، کمی فکر کرد و گفت: قبلا دوستانی ورشکسته داشتم و باهاشون شبها کنار خیابان به صحبت میپرداختیم “خودمانایی” ولی چند ماهی است که رابطه‌ام با آنها به هم خورده و دوستان جدیدی پیدا کرده‌ام و با آنها صبحها به پیاده روی میروم و صحبت میکنیم، انقد غرق کار شده‌ام که دیگه حتی وقت “تلویزیون” دیدن هم ندارم. بروس اون روز متوجه شد، انسان با تغییر تفکراتش حتی میتونه بر روی ژنهاش اثر بزاره “قابل توجه اونایی که میگن من بصورت ژنتیک اینطوریم” از اون روز بروس تصمیم گرفت روی مغز کار کنه و از دنیای ژنتیک خداحافظی کرد.

جلسه آینده درباره مغز و قسمتهای آن صحبت خواهیم کرد. موضوع برند سازی سیستمی را فعلا تا اینجا کنار می‌گذاریم و  بعدا دوباره به این موضوع برخواهیم گشت.

0 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

پاسخ دهید