برند سازی شخصی 2

در این مقاله اصول دیگری از برند سازی شخصی به مطالب قسمت اول این مقالات اضافه می شود، با استراتژی و تاکتیک و تکنیک آشنا می شوید و جایگاه یابی بیشتر از قبل شرح داده می شود و …

در مورد برند سازی شخصی فکر کنید

دوست دارید مردم بعد از شنیدن اسم شما، آن را به چه اسم یا صفتی نسبت دهند؟ آیا موضوعی هست که وقتی دو نفر صحبت میکنند و یکی از آنها اسم شما را میبرد، دومی آن را ذکر کند؟ مثلا یکی میگوید: بهروز و دیگری میگوید: شطرنجباز؟ دونده؟ خرخوان؟ دکتر؟ و … اگر چنین اسم یا صفاتی هست که دوست دارید در آینده بعد از اسم شما ذکر شود آنها را یادداشت کنید. اگر قبل از شما دکتری در میان دوستانتان هست. مطمئن باشید کلمه دکتر به شما اشاره نخواهد کرد چون آن جایگاه اشغال شده است و بهتر است جایگاه دیگری را هدف قرار بدین. ولی اگر تاکید دارید تا دکتر خطاب شوید جایگاهی جنبی بسازید و از آن استفاده کنید. وقتی متوجه حضور دکتری در جمع دوستانه‌اتان شدید، در معرفی خود بگویید من بهروزم، دکتر هستم و چون آقای/خانم دکتر سابقه بیشتری دارند بهتره بگم من بهروزم، دکتر جوان!

بعد از پیدا کردن جایگاه و تصمیم‌گیری در مورد موضوع برند نوبت به استراتژی شما در مورد برندتان میرسد. استراتژی کلمه‌ای است که معنی دقیقی در بین جمعیت کشور ما ندارد و بیشتر مردم از آن بصورت تزئینی استفاده میکنند. به همین خاطر من تعریف استراتژی را در اینجا مینویسم تا مطمئن باشم که از این به بعد خوانندگان سایت معنی واضحی از آن دارند. استراتژی یعنی اولویت‌ها. چیزهایی که برای شما اولویت بالاتری دارند بر روی استراتژی شما موثرترند. اولویت‌های شما استراتژی‌های شما را تعیین میکنند. تاکتیک و تکنیک‌ها کوتاه مدت‌ترند ولی استراتژی بلند مدت‌تر است و زود به زود عوض نمی‌شود، شاید تصحیح شود ولی تصحیح هم نباید استراتژی را تغییر دهد. بعد از محقق شدن هدف استراتژی و یا کمی مانده به محقق شدن آن استراتژی را میتوان تغییر داد. اگر استراتژی شما لیسانس گرفتن باشد در وسط راه حق ندارید فکر کنید که آیا درس خواندن درست است یا نه؟

فعلا همین اندازه را در مورد برند سازی شخصی بدانید و منتظر مقالات بعدی این سری باشید. اگر دوست دارید به محض انتشار مقاله جدید مطلع شوید، یک ایمیل با موضوع دلخواه خود به ایمیل سایت بفرستید تا خبر انتشار مقاله جدید را در اینباکس خود دریافت کنید.

برند سازی شخصی باید شما را با ارزشی مترادف کند. البته توجه داشته باشید که برندهای شخصی منفی هم داریم. مثلا هیتلر حسی منفی را در شما فراخوانی می‌کند و یک برند منفی است ولی در برند سازی شخصی هدف ما جمع کردن بازخورد مثبت در قبال فعالیت‌هایمان است و اگر کمپین برند سازی شما به حسی منفی لینک شود، شما در مقابل سرمایه‌ی صرف شده بازخورد مثبت و متناسب جمع نمی‌کنید و فرق برند سازی شخصی مثبت و منفی در این است.

کلمه خاتمی چه حسی را در شما فراخوانی میکند؟ موسوی چطور؟ روحانی؟ ظریف؟ با اینکه خیلی از مردم فکر می‌کنند اینها فقط اسامی شخصی و عضو یک حزب سیاسی واحد هستند ولی پشت سر این اسامی جایگاه‌هایی پیدا شده و با برند سازی شخصی، این اسامی در سگمنتی از حافظه شما و در اعماق مغز راست شما جای گرفته و به حسی مرتبط شده است و حس شما نسبت به هر یک از این اسامی متفاوت است و هدف این است تا در آینده هم از این برندها استفاده شود. همانطور که گفتیم برند سازی شخصی و کلا برند سازی خیلی حساس است و با یک اشتباه میتواند تخریب شود و حرفه‌ای‌های برند سازی مترصد چنین فرصتی هستند تا جایگاه خالی شده را به سرعت اشغال کرده و استفاده کنند.

0 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

پاسخ دهید