43 – تحلیل SWOT سیستمی

تحلیل SWOT سیستمی موضوع بحث امشب ماست و در این مقاله با آن آشنا خواهیم شد، در مورد خصوصیاتی دیگر از مغز صحبت خواهیم کرد، استفاده از قانون ابتکار عمل رو بیشتر بررسی میکنیم، دایره نفوذ و دایره نگرانی را بیشتر بررسی خواهیم کرد، قانون سرمستی را شرح خواهم داد و …

تحلیل SWOT : واژه SWOT ابتدای کلمات (Strength, Weaknesses, Opportunities, Threats) یعنی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهاست. خیلی از کتابها این چهار فاکتور را به صورت جداگانه تدریس و بررسی می کنند و خیلی از فارغ التحصیلان دانشگاهها که افتخار همکاری باهاشون رو داشتم هم به همان صورت که یاد گرفته اند بصورت خطی این فاکتورها رو بررسی میکنن، ولی این فاکتورها به طرز عجیبی سیستمی هستند و در برند سازی سیستمی این فاکتورها به صورت سیستمی بررسی می شوند.

نقاط قوت و ضعف ما با همدیگر ارتباط سیستمی دارن و ارتباط سیستمی بین آنها معکوس و منفی است. یعنی بالا رفتن یکی باعث پایین اومدن دیگری میشه. فارغ التحصیلان دانشگاه نقاط قوت و ضعف رو استاتیک در نظر میگیرن و چون پلن یک نقشه بلند مدته و دینامیک های سیستم خودش رو نشون میده و پلن بعد از چند ماه ارزش خودش رو از دست میده و تبدیل به کاغذهایی میشه که باید بایگانی بشه. همانطور که قبلا در جلسه آرتین ها دایره نفوذ و دایره نگرانی رو شرح دادم. طبق اون شرح سیستمی، نقاط قوت و نقاط ضعف ما و یا کسب و کار ما دو دایره مجزا از هم نیستند و دو دایره تو در تو هستند که دایره داخلی نقاط قوت ما و دایره ای که محیط بر دایره داخلی است نقاط ضعف ما هستند. همیشه در جلساتم گفته ام در داخل دایره نفوذ خود تلاش کنید و آن را بزرگ کنید و با این تصویر الان خوب متوجه میشین که هر چقد دایره نفوذ ما بزرگتر میشه دایره نگرانی ما کوچکتر میشه. مثلا ما پلنی مینویسیم که در آن دایره نگرانی کمبود سرمایه است و دایره نفوذ پشتکار و انرژی صاحب کسب و کار است. حالا اگه در پلن بنویسیم: “صاحب کسب و کار باید اقدام به قرض کند” در واقع در حال فعالیت در دایره نگرانی هستیم و معلومه که نویسنده این پلن با تحلیل SWOT سیستمی آشنایی نداره. نویسنده پلن باید با تاکتیکهای بازاریابی پارتیزانی که متکی به پشتکار و انرژی باشه، دایره نفوذ یا نقاط قوت را مورد توجه قرار بده و نقطه ضعف سرمایه کم رو بیاره داخل دایره نفوذ!

نقاط ضعف و قوت به خود ما بستگی داره و باید تصویر دقیقی از آنها ایجاد کنیم. باید در نوشتن این نقاط با خودمون روراست باشیم و از پنهانکاری دوری کنیم. در ضمن سیستمی بودن اونها رو هم در نظر بگیریم و خطی بررسی نکنیم. سپس میپردازیم به بررسی نقاط ضعف و قوت رقیب که باعث میشه ما به گام بعد یعنی بررسی فرصتها و تهدیدات برسیم.

فرصت ها و تهدیدات هم مثل نقاط ضعف و قوت در دل هم قرار دارند و یک رابطه سیستمی تشکیل داده اند. دو دایره تو در تو می کشیم و دایره داخلی رو دایره فرصتها و دایره خارجی را دایره تهدیدات نامگذاری میکنیم. ولی در این تصویر دایره داخلی بزرگتر است و فاصله زیادی با حاشیه دایره تهدیدات نداره چون گاهی فرصتها و تهدیدات انقد در هم نفوذ کرده اند که جدا کردن آنها از هم با یک خط و مرز مشخص اصلا ممکن نیست! سقوط ارزش پول یک کشور رو اگه شما تهدید فرض کنید، صادرات به خارج از کشور یک فرصت است و در این مثال فرصت و تهدید کاملا در هم ادغام شده اند. تهدید بالا رفتن ارزش پول هم با فرصت واردات در هم ادغام شده اند. حالا یک رابطه دو طرفه در بین سیستم نقاط قوت و ضعف و سیستم فرصت ها و تهدیدات برقرار کنید. هسته دایره اول با هسته دایره دوم و پوسته دایره اول با پوسته دایره دوم ارتباط مستقیم و مثبت دارند. هر چقد دایره قوت شما بزرگتر باشد دایره فرصت های شما هم بزرگتر است و هر چقد دایره ضعف شما بزرگتر شود، دایره تهدیدات شما هم بزرگتر می شود.

یک نفر معلول می شه و این براش یک ضعف تعریف می شه، این شخص اگه روی ضعف خودش متمرکز بشه و سعی کنه این معلولیتش رو برطرف کنه یا کمرنگ کنه، در حال فعالیت در دایره نگرانی خودشه و ضعف بیشتر و بیشتر می شه (متوجه ابتکارعمل هستین؟) ولی اگه بیاد روی توانایی مغزش سرمایه گذاری کنه و دایره نفوذ خودش رو بزرگ کنه، ضعفش به کلی فراموش میشه و بقیه مردم هم بخاطر قوتش ازش تعریف میکنن. همین بزرگ شدن نقطه قوت باعث میشه فرصتهای زیادی برای این فرد ایجاد بشه و بخاطر بی اهمیت شدن ضعفش تهدیدات هم براش کمتر میشه. حالا دیدیم هسته دایره اول با پوسته دایره دیگر نیز رابطه سیستمی، معکوس و منفی دارن. این شخصی که مثالش رو زدم نمونه زنده اش میتونه استفان هاوکینگ باشه. بیرون شدن از خانه برای یکی میتونه تهدید و برای دیگری فرصت باشه! پس:

زندگی یک فهم است/ فکر زنجیر کنی یا پرواز/ در همان خواهی ماند…

بزارین یه مثال هم از تبدیل شدن فرصت به تهدید بگیم. قانون سرمستی: وقتی برندی در بازار ظاهر میشه و زود به موفقیت میرسه، دچار سرمستی ناشی از پیروزی میشه و از مشتریان و نیازهای اونا فاصله میگیره و همین استراحت باعث شده برند تخریب بشه و از بین بره. مثال واضح این قانون “دونالد ترامپ” یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری فعلی آمریکاست. وقتی ترامپ به موفقیت های اولیه رسید به این نتیجه رسید که کلیه تفکرات او صحیح است و اسم خودش رو مثل یک شوالیه برای تمام فعالیت ها و محصولات خودش استفاده کرد و الان به جایی رسیده است که جف بزوس موسس آمازون اخیرا در توییتر پیشنهاد کرد او را به هزینه خودش در یک موشک بگذارد و به فضا بفرستد تا در آنجا به حیات خودش ادامه بده! الان کارگزاری مفید یکی از برندهای بازار است و دچار سرمستی ناشی از پیروزی شده و حتی به مشتریان هم بی محلی میکنه. این فرصتی برای بقیه کارگزاریها حساب میشه!

این روش تحلیل SWOT روش تحلیل بنده است و در هیچ کتابی نمیتونین این روش تحلیل رو پیدا کنین و در تمام کتابها کلا بصورت خطی، تعریف و بررسی شده است. امیدوارم شما نیز این روش رو مورد استفاده قرار بدین و مسائل بزرگی رو باهاش تحلیل کنین و راهکار آنها رو با این تحلیل پیدا کنین.

حالا سوالی که پیش میاد اینه: آیا دایره فرصتها هم میتونه بر دایره قوتها تاثیر بذاره، باید در جواب بگم: بله تاثیر میزاره! ولی الزاما هر فرصتی باعث ایجاد نقطه قوت در ما نمیشه ولی مثلا بالا رفتن قیمت مسکن باعث شد خیلی از دکترها هم انبوه سازی رو یاد بگیرن! ولی تاثیر بزرگ شدن دایره فرصتها بر دایره قوتها کمتر است، چون دایره فرصتها و تهدیدات بزرگتر از دایره قوتهاست. از اون طرف دایره تهدیدات، قدرت بیشتری داره و میتونه نقاط ضعف ما رو بالاتر ببره. این مبحث به کمی تجربه نیاز داره ولی امیدوارم با این توضیح دوستان به حد کافی به موضوع اشراف پیدا کنن.

حالا بریم سراغ فاکتورهایی دیگر از نورومارکتینگ یا قابلیت های مغز. مغز یک انباره است و خاصیت انبارشوندگی دارد. تا حالا به این فکر کردین که مغز ما چطوری زمان رو میفهمه؟ جوابش ساده است، با خاطره سازی! مغز ما با خاطره سازی زمان و ترتیب اونو میفهمه. اگه بیهوشی رو تجربه کرده باشین، فهمیدین که بعد از رد شدن زمان بیهوشی، با ساعت روی دیوار غیرهمفاز هستین. چون در زمان بیهوشی، مغز راست شما قادر نیست با خواب دیدن، زمان رو اندازه بگیره! همه ما خواب میبینیم، چون مغز راست ما با خواب دیدن زمان سپری شده رو اندازه می گیره. ولی خیلی ها خوابشان را به یاد ندارند و به اشتباه ادعا می کنند که خواب نمی بینن. در صورتیکه که این افراد ارتباط حافظه اشون موقع خوابیدن، با مغز راست قطع می شه و فکر می کنند، خواب نمی بینن. هیچکس نمیتونه گذشته خودش رو حذف کنه و اگه با هیپنوتیزم قسمتی از خاطرات حذف بشه، شخص تا چندین سال با زمان غیرهمفاز میشه و در بعضی موارد فکر میکنه، زمان زودتر یا دیرتر سپری میشه و این نوسان مغز، باعث دیشارژ شخص میشه و همیشه از کمبود انرژی رنج میبره.

مغز همیشه بصورت انبار عمل میکنه و همین عمل مغز باعث بوجود اومدن تعصب میشه. شما علمی رو یاد میگیرین و روزی یکی میاد میگه آقا تمام این حرفایی که تا حالا یاد گرفتین غلط بوده! یک عکس العمل شدید از شما سر میزنه، چرا؟ چون باید شخص اون همه اطلاعات رو به یکباره از مغزش بندازه بیرون و مغز راست یک سپر دفاعی به نام تعصب داره تا این اتفاق نیافته.

یک قانون در مورد مغز: “مغز هیچوقت تهی نمیشه!”

شما برای اینکه اطلاعات جدیدی به شخصی بدین، بدون اینکه با افکار و آموزش هاش مخالفت کنین، باید اطلاعات خودتون رو بهش بدین و اطلاعات قبلی شروع به سر ریز شدن بکنه. به همان اندازه باید اطلاعات بدین تا اطلاعات قبلی سر ریز بشه و اطلاعات جدید جایگزین بشه. به همین خاطر هیچوقت از کلمات “انتقاد” یا “این حرفت غلطه” و … استفاده نکنین، چون با گارد دفاعی تعصب طرف مقابل روبرو خواهین شد. بجای اینا بگین: “به نظرم” یا “راهکار بهتری هم هست” و … استفاده کنین. از این قابلیت مغز در جا انداختن برند، استفاده میشه و یکی از مواردی بود که باید شرح میدادم که برای مباحث برند سازی سیستمی، آماده بشین.

دوستان عزیز جهت اطلاع از انتشار مقاله جدید از لینک پایین صفحه عضو کانال تلگرام سایت بشین

اگر مقاله را مفید یافتید آن را با استفاده از لینک های شبکه های اجتماعی در زیر مطلب با دوستان اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

0 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

پاسخ دهید