9 – جاذبه های غریب و مفهوم خارپشتی

گفتیم سیستم‌ها حول جاذبه های غریب خودشون نوسان میکنن. به همین خاطر موقع طراحی سیستم‌ها وظیفه ما اینه که جاذبه های غریب اونو تعریف کنیم و خودمانایی‌هایی رو براش تعریف کنیم و بعد اجازه بدیم بی‌نظمی‌ها اطراف اون نوسان کنن و مطمئن باشیم اثر پروانه‌ای و خودمانایی سیستم در جهت تقویت سیستم پیش خواهد رفت…

جیم کالینز در کتاب از خوب به عالی در مورد رهبران شرکت‌های مختلف تحقیق کرده و اصولی را پیدا کرده است و میگوید رهبران شرکت‌های قدرتمند یک مفهوم خارپشتی داشته‌اند که با تکیه بر همان مفهوم خارپشتی از موفقیت شرکت خودشون مطمئن بودن. مطالب این جلسه و جلسه قبل بعدا در موضوع نوشتن سند چشم انداز نقش اساسی بازی خواهند کرد.

در جلسه چهارم این جلسات تعدادی مفهوم خارپشتی براتون نقل کردم امروز بیشتر روی مفاهیم خارپشتی کار خواهیم کرد و در طراحی سیستم‌ها ازش استفاده خواهیم کرد. ابتدا بگم که مفاهیم خارپشتی برای نوشتن ویژن شخصی، شرکت‌ها و کشورها ضروریه! جیم کالینز فقط یک مفهوم خارپشتی در شرکت‌های موفق تشخیص داده و روی آن تاکید میکنه ولی اصلا به فاکتور خودمانایی نپرداخته. ما در این جلسات و در سیستم سازی کسب و کار به حد کافی این مساله رو باز خواهیم کرد.

ابتدا اجازه بدین عرض کنم که هیچ سیستمی بدون جاذبه غریب نیست و سیستمی که برایش جاذبه غریب  تعریف نشده است هم جاذبه غریب دارد! در فیزیک از تعریف برآیند نیرو استفاده میکنیم، شش مورچه هر کدام گندمی را به هر طرفی میکشند ولی گندم به سمتی میرود که برآیند نیروهای مجموع آنهاست. شرکتی که برایش جاذبه غریب تعریف نشده است، کاندیدایی که از جاذبه غریب خودش بی‌خبر است، خانواده‌ای که جاذبه غریبشان تعریف نشده است، جاذبه غریب دارند و فقط خودشان ازش بی‌خبرن! ابتدا برای سه کلمه کلیدی که هر روز به کار میبریم و هر شخص تعریف متفاوتی برایش دارد تعریف واحدی ارائه میکنیم تا جاذبه غریب مطالب جلسه برای همه دوستان و بنده یکی باشه. استراتژی: استراتژی یعنی اولویت‌هایی که بلند مدت هستند. استراتژی جواب این سوال است: چه کار باید بکنیم؟ تاکتیک: مجموعه‌ی اعمال و شگردهایی است که استراتژی را به اهدافی کوتاه مدت تبدیل میکند و از هر تاکتیک به تاکتیک دیگر استراتژی کامل‌تر می‌شود. تاکتیک جواب این سوال است: چگونه باید آن کار را کرد؟ تکنیک: روشهایی است که هر شخص با توجه به نقاط قوت و ضعف خودش و در راستای تاکتیک‌ها به کار میبرد و شخص تا آنجایی که تاکتیک‌ها و استراتژی‌ را نادیده نگیرد اجازه خلاقیت دارد.

استراتژی از آنجایی که یک برنامه بلند‌مدت است زود به زود تغییر نمیکند. مثلا فرماندهی که دستور حمله را صادر کرده است وسط حمله حق نداره بگه دست نگر دارین من فکر کنم ببینم چیکار میکنیم. ناپلئون بناپارت میگه: قبل از حمله هر چقدر دوست دارید فکر کنید ولی بعد از حمله دیگر حق فکر کردن ندارید و باید مثل صاعقه بر سر دشمن فرود بیایید. استراتژی اصلی زندگی هر انسان “کمال” است. تمام تلاش‌های ما در این مسیره ولی چون نقطه دور دستی است به همین خاطر ما در عمر خود چندین استراتژی طراحی میکنیم که هماهنگ با این استراتژی باشه و در بین راه از تاکتیک‌های متفاوتی برای رسیدن به استراتژی‌های کوتاه مدت‌تر “مثلا ده ساله” استفاده میکنیم. استراتژی را وسط راه میشه آپدیت کرد ولی نمیشه تغییرش داد! به همین خاطر کسانی که برای نوشتن استراتژی وقت نمیزارن، با تاکتیک‌ها سعی میکنن زندگی خودشون رو جلو ببرن و جاذبه غریبی در زندگیشون شکل میگیره که در مسیر اصلی استراتژیشون نیست و خودشون هم ازش خبر ندارن و موقع رسیدن به هدف تاکتیکیشون دیشارژ میشن و دچار تردید و پشیمونی میشن! استراتژی یک برنامه با شرح کامل و متکی بر “ارزش‌ها، نقاط قوت و ضعف، شرایط محیط، تامین کننده رضایت هر چهار هوش ما و مهمتر از همه: متکی بر علت‌هاست”

حالا که در مفاهیم استراتژی، تاکتیک و تکنیک به توافق رسیدیم بریم سراغ ساختن مفهوم خارپشتی. مفهوم خارپشتی جوهره استراتژی ماست! مفهوم خارپشتی انقد توسط سیستم شناس تصور و تصویرسازی میشه که در آخر به یک تا دو جمله خلاصه میشه و میشه مفهوم خارپشتی! Isidor Isaac Rabi وقتی جایزه نوبل فیزیک گرفت. خبرنگاری از او پرسید: چرا به جای دکتر، مهندس یا وکیل شدن تصمیم گرفتین دانشمند بشین؟ رابی جواب داد مادرم منو دانشمند کرد! مادر همه همکلاسام وقتی به خونه میرسیدن ازشون میپرسیدن امروز چه نمره‌ای گرفتی؟ ولی مادر من چیزی متفاوت میپرسید: “امروز تونستی سوال خوبی از معلمت بپرسی؟” و من برای اینکه همیشه خوشحالش کنم سعی میکردم هر روز سوال خوبی از معلمم بپرسم! مادر رابی یک مفهوم خارپشتی خلق کرده بود و میدونست امکان داره تاکتیک‌ها و تکنیک‌های رابی متفاوت باشه ولی موفقیتش در بلند مدت حتمی است! ما همیشه نمرات بچه‌هایمان را میپرسیم و به نتایج فکر میکنیم “مثل قانون جاذبه و راز” ولی مادر رابی با مفهوم خارپشتیش تاکید را روی علت گذاشته بود و میدونست، نتیجه این سوال میتونه دیر و زود داشته باشه ولی حتمی است!

در مورد مفاهیم خارپشتی حداکثر توان لازم نیست، گفتیم که جاذبه غریب و خودمانایی قسمت منظم سیستم‌ها هستند و به همین خاطر بجای تمرکز بر حداکثر توان تمرکز روی نظم آنهاست. در این مورد از حداقل‌ها استفاده میکنیم. در مورد مفهوم خارپشتی شما نمیتوانید از حداقل خودتون پایین بیاین و اگه توانش رو داشته باشین سعی کنین کمی حتی به مدت یک دقیقه بهش اضافه کنین و مطمئن باشین وقتی اثر پروانه‌ای به کار میافته از نتایجی که بدست آوردین شگفت زده خواهین شد. الان با خودتون فکر کنین: با کدوم کارتون یکی میتونه ساعتش رو تنظیم کنه؟ با کدوم کارتون یکی میتونه بفهمه کدامین روز هفته است؟ با کدوم کارتون یکی میتونه بگه کدامین ماه ساله؟ مایکل فلپس شناگر آمریکایی که در المپیک پکن هشت مدال طلا گرفت و رکوردها رو شکست. وقتی ازش پرسیدن چه خاطره‌ای از مربیش باب بومن داره؟ گفت در دوازده سال گذشته که بدون تعطیلی مربیم بود یک روز اجازه داد من یک ربع زودتر از تمرین خارج بشم که به یک مراسم برسم! این نظم قادره مردی بسازه که هشت مدال طلای شنای المپیک رو همراه با جابجایی رکورد بدست بیاره!

وقتی پسری به سربازی میره بهش توجه کردین؟ میتونین عکس اونا رو بگیرین و نگاشون کنین. وقتی میرن بچه‌هایی خام و ترسو هستن، وقتی برمیگردن اگه ظاهرشون هم نشون نده ولی وقتی لب به سخن باز میکنن خیلی پخته شده‌اند، واقعا مرد شده‌اند! بعد از اومدن صبح زود پا میشن و میرن و نون تازه واسه صبحونه میگیرن! حالا کار ندارم شاید خانواده‌ای روی رخوت و سستی تاکید کنه و بعد از 31 روز و سازگاری پویا اونم به خوابیدن تا لنگ ظهر هدایت کنه ولی تغییر رو میشه به وضوح دید. چیزی که اونا رو مرد کرده چیزی جز نظم نیست! آلکس فرگوسن مربی باشگاه منچستر یونایتد وقتی ازدواج کرد، خانومش یه شرط برای ازدواج داشت: “من دوست ندارم مرد زندگیم بعد از ساعت پنج صبح تو خونه باشه!” و فرگوسن بعد از ازدواج بدون تعطیلی هر روز یک دیقه به پنج صبح از خونه خارج میشد و میرفت باشگاه، چمن‌ها رو هم آب میداد تا ساعت هشت بازیکنان بیان و باهاشون تمرین کنه! همسایه‌ها با صدای بسته شدن درب آلکس میتونستن ساعت خودشون رو تنظیم کنن. به همین خاطر آلکس فرگوسن شد “سر آلکس فرگوسن!” بیل گیتس سالها اولین شخصی بود که وارد شرکت مایکروسافت میشد!

بروسلی میگوید: از کسی که هزار تکنیک را هزار روز تمرین کرده است هیچ ترسی ندارم ولی از کسی که یک تکنیک را هزار روز تمرین کرده است، میترسم! رستورانی در آمریکا بود که مدیرش یک خانوم بود و همسایه روبروی اون رستوران این یادداشت رو در وبلاگش نوشته بود و به همین خاطر اسم رستوران رو نمی‌دونم. در یادداشت نویسنده وبلاگ نوشته شده بود. خانوم مدیر هر روز دقیقا ساعت نه صبح، اولین نفر بود که وارد رستوران میشد و من چندین بار ساعتم رو با اومدن ایشون تنظیم میکردم. یک ماه بعد از افتتاح رستوران به چنان موفقیتی رسیدن که از همه جای شهر مردم برای خوردن ناهار و شام به اونجا میومدن. ولی بعد از هشت ماه یک نفر رو دیدم که ساعت نه و پنج دیقه درب رستوران رو باز کرد و خانوم مدیر نبود. ساعت باز شدن هر روز نوسان میکرد و بعد از سه ماه رستوران خلوت و تعطیل شد!!

حالا دیگه میدونیم موفقیت آسانسوری نیست، بلکه پلکانی است. در سیستم سازی کسب و کار مفاهیم خارپشتی خیلی‌ وقتها به اطلاع همه نمیرسه و مخفیانه اعمال میشه. استیو جابز وقتی میخواست آیفون ساخته بشه به همه گفته بود آیفون فقط یک کلید خواهد داشت. گروه طراحی تلاش کردن و آخر آیفون رو ساختن ولی استیو یک مشکل با این تنها کلید داشت. هیچ طرحی رو قبول نمیکرد و آخر با یک کلید موافقت کرد. روزی که با نوشته یک شخص عادی در اینترنت روبرو شد اون روز جشن گرفت. اون شخص در وبلاگ خودش نوشته بود: کلید آیفون طوریه که آدم دلش میخواد بلیسدش! استیو وقتی به کلید‌های طراحی شده نگاه میکرد در ذهنش دنبال کلیدی بود که آدم دلش بخواد بلیسدش! وقتی حس او منتقل شده بود فهمید در مدیریت شرکتش موفق عمل کرده!

فیلیپ موریس کارخونه سازنده مارلبورو و کمل که الان خیلی از مارکها رو داره تولید میکنه “البته به خاطر مفهوم خارپشتی اسم این شرکت در این جلسه ذکر میشه” در اوایل احداث کارخونه یک مفهوم خارپشتی برای استخدام تعیین کرده بود و سالها با اون مفهوم استخدام‌ها صورت گرفته. او به کارگزینی دستور داده بود افراد کاری و سیگاری فقط در اون کارخونه استخدام میشن! چون کارگرای اون کارخونه خودشون استفاده کننده اون مارکها بودن تلاش و خلاقیتی به خرج میدادن که محصولشون بهترین کیفیت رو داشته باشه! و شرکت در پانزده سال بالای ده برابر سود بورس آمریکا سود تولید کرد! اگه دقت کرده باشین شرکت‌های بزرگ هرگز روی سود استراتژی ننوشته‌اند!

روزی از یکی از کارکنان شرکت دونالد ترامپ پرسیدن: میزان رضایتتون از کارتون به چه مقدار سود بستگی داره؟ و اون کارمند گفته بود ما سودها رو اندازه نمیگیریم، وظیفه ما اینه که هر ماه گزارش کنیم چند خانواده رو صاحبخانه کنیم و از اسباب کشی نجاتشون بدیم!

همونطور که برای افراد و شرکت‌ها مفاهیم خارپشتی نوشته میشه، برای کشورها هم مفاهیم خارپشتی نوشته میشه. آمریکا مفهوم خارپشتیش اینه که به تمام آب‌های آزاد نظارت و کنترل داشته باشه و تا حالا هیچ رئیس جمهوری حتی به خودش اجازه اظهار نظر در این مورد نداده! مفهوم خارپشتی انقد مهمه که براش استثنایی قائل نمیشیم! دوستی که بخواد مفهوم خارپشتی شما رو تغییر بده، همون روز از لیستتون باید خط بخوره! اگه مفهوم خارپشتی ما اینه که عزت ایران اسلامی حفظ بشه دیگه اینجا روسیه و آمریکا و چین نمیتونن فرق داشته باشن و روسیه نمیتونه با لباس گوسفند سالها ما رو مسخره کنه و استثناء باشه!

حالا که معنی نظم و تلاش هر روز در مدار جاذبه غریب رو گفتم کمی میتونیم به طرف سیستم‌های پیچیده‌تر بریم. برای اینکه بفهمین چقد در مسیر استراتژیتون جلو میرین، تصور کنین اگه یک سهام باشین ارزش امروزتون با ارزش دیروزتون چقد میتونه متفاوت باشه؟ اگه برنامه‌ منظمی ندارین که هر روز ارزش خودتون رو بالاتر از روز قبل قرار بدین، استراتژیتون رو دارین نقض میکنین! و باید زود مفهوم خارپشتیتون رو تنظیم کنین!

1 پاسخ

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

پاسخ دهید