41 – قسمت دوم سرمایه گذاری (آخر)

در این جلسه اصول دیگری از سرمایه گذاری را خواهیم آموخت، علل ورشکستگی در بورس را خواهیم کاوید، یک مفهوم خارپشتی در مورد سرمایه گذاری ذکر خواهم کرد، بعضی از اصول تیم سازی در سرمایه گذاری را ذکر خواهم کرد، علت عدم سرمایه گذاری در شرکت های خیلی بزرگ را ذکر خواهم کرد، استفاده از قانون قمار بازی و مغز راست در سرمایه گذاری را شرح خواهم داد و …

داخل منطقه نفوذ خودتان سرمایه گذاری کنین. اگر تخصص شما در زمینه ساختمان سازی است، شما نمیتونین در کارخونه تولید موبایل سرمایه گذاری کنین. فقط متخصصان کسب و کار و برند سازی میتونن روی طیف وسیعی سرمایه گذاری کنن، چون اصول بازاریابی، کسب و کارها و برند سازی در منطقه نفوذ آنها قرار دارد. قبل از سرمایه گذاری مطمئن بشین که منطقه نفوذ شما شامل زمینه سرمایه گذاری میشه. در خرید سهام هم این قانون رو رعایت کنین، اگه متخصص تحلیل سهام نیستین پس نمیتونین روی همه سهامها هم سرمایه گذاری کنین. مردی در بورس دیدم که ساختمان ساز بود ولی هر سهمی میخرید، گفتم الان مسکن میسازی؟ گفت نه بازار نداره! گفتم پولت رو از بورس خارج کن و وقتی دیدی میتونی ساختمان سازی کنی بیا اینجا و سهام شرکت های ساختمانی رو بخر. اگه میخای همه چیز بخری یک مشاور پیدا کن و فقط از اون مشورت بگیر.

بر روی کسب و کارهای مکمل کسب و کار خود که زیاد به آنها نیاز پیدا میکنین، سرمایه گذاری کنین. اگه کارخونه کمپوت سازی دارین، در خرید باغ یا شراکت با باغدارها فعالیت کنین. اگه کارخونه پلاستیک سازی دارین روی یک شرکت پتروشیمی سرمایه گذاری کنین یا سهام آن را بخرین. اگه قیمت مواد اولیه پایین بیاد، سهام شرکت پتروشیمی هم میاد پایین، ولی شما مواد اولیه رو ارزونتر میخرین ولی قیمت تولیداتتون زیاد پایین نمیاد چون محصول شما شامل طبقه وسیع تری میشه و سود میکنین. راجع به این طبقه وسیع اینطوری بگم که ما یک طبقه از محصولات شبیه داریم مثل آهن، فروشندگان آهن چطوری میتونن با هم رقابت کنن؟ میدان مانورشون پایینه و گاهی در حد شباهت مطلقه! ولی یکی از آهن ساعت میسازه و دیگری از آهن نعل اسب! بازار در این طبقه گسترش زیادی پیدا میکنه که قیمت آهن هم در قیمت محصولات زیاد موثر نیست!

یک مفهوم خارپشتی: روی پروژه هایی استراتژیکی سرمایه گذاری کنین که بانکها به آنها وام میدن. بانکها روی پروژه های کم ریسک سرمایه گذاری میکنن. اگه مسکن بخرین بهتون وام میدن، مغازه بخرین وام میدن، کارخونه با طرح توجیهی صحیح بزنین، بهتون وام میدن و … اینا پروژه های استراتژیک هستند. ولی الان وامی که به خودرو میدن جزء تاکتیک های دولته، روی تاکتیک ها سرمایه گذاری نکنین.

فریب ظاهر رو نخورین. همیشه سعی کنین ببینین کسب و کار در آینده به کجا خواهد رفت، از تصور و تخیل خودتان در این زمینه زیاد کمک بگیرین. اگه زمینی به شما نشان میدن، اونقد تصورتون رو تقویت کنین که در اون زمین، کارخونه رو ببینین. ولی همیشه از اصول تصمیم گیری یعنی: در نظر گرفتن بدترین اتفاق و بهترین اتفاق، استفاده کنین و برای هر دو حالت با اصول هدف پردازی استراتژی داشته باشین.

از تحلیل گران حرفه ای و کارکشته استفاده کنین و ازشون بخواین از روی نمودارهای ماهیانه آینده یک بازار رو براتون تحلیل کنن. الان به نمودار ماهیانه دلار به لیر ترکیه توجه کنین. این نمودار به ما میگه ترکیه سیاست انبساطی در گذشته داشته و ارزش پولش خیلی پایین اومده و سیاست های انقباضی براش اجرا خواهد شد و دچار رکود خواهد شد. پس روی پروژه های ترکیه نباید سرمایه گذاری کنین.

وقتی از سرمایه گذاری در پروژه ای منصرف شدین، دیگه همش غرق این جواب ردتون نباشین و در گذشته سیر نکنین. وقتی تصمیم گرفتین دور صنعتی در بورس خط بکشین، لازم نیست هر روز نمودار سهامهای خرد آن صنعت را ببینین. نوسانات همیشه میتونن ما رو فریب بدن، اگه اونا رو ببینین یه روز یک سهم از همان صنعت میخرین و از همون روز با صف های فروش روبرو میشین.

همانطور که در جلسه سیستم سازی کسب و کار بهتون گفتم، سرمایه گذاری یک پروسه بلند مدته و بازگشت سرمایه حداقل 4 سال طول میکشه، واسه همین، هر روز دنبال پول نباشین و باور داشته باشین که تا چهار سال پولتان با سود برخواهد گشت.

در شرکت های خیلی بزرگ سرمایه گذاری نکنین. آنها در مقابل تغییرات محیط، سرعت کمی دارن و زود نمیتونن به فرصتها و تهدیدات عکس العمل نشون بدن و از آنها استفاده کنن. ولی میتونین روی هلدینگها سرمایه گذاری کنین. آنها مجموعه ای از چندین شرکت متوسط هستند، اتفاقا هلدینگها که متشکل از چندین تیم هستن، گزینه خوبی برای سرمایه گذاری هستن و هر وقت بازار برای یکی از آنها بد میشه واسه اون یکی خیلی خوب میشه.

وقتی 75% موجودی سرمایه گذاری خودتون رو روی سه کسب و کار سرمایه گذاری کردین، دیگه حق سرمایه گذاری ندارین و 25% باقیمانده را باید همیشه برای فرصت های ناب بازار نگردارین. هر وقت دیدین بازار برای یکی از زمینه های کسب و کار شما بهتر میشه و احتمالا موج سوم الیوت برای اون کسب و کار داره شکل میگیره این 25% رو هم وارد همون زمینه میکنین و بیش از یکسال هم در اون زمینه نگهش نمیدارین و حداکثر بعد از یکسال اون 25% رو خارج میکنین و اگر یکی دیگر از زمینه های سرمایه گذاری شما به سقوط بازار خورده میتونین اونو خارج کنین و به حساب فرصت های خود انتقال بدین و اجازه بدین زمینه سرمایه گذاری سودآورتون به رشد خودش ادامه بده ولی حق ندارین بیش از 50% از سرمایه اتون رو به اون زمینه انتقال بدین.

یک استراتژی قوی برای سرمایه گذاری داشته باشین و همیشه ازش پیروی کنین. هیچ استثنایی وجود نداره که به خاطرش استراتژیتون رو نادیده بگیرین.

لازم نیست یادآوری کنم که مسئولیت تصمیماتتون رو به گردن بگیرین. چون در مراحل قبلی کاملا این قانون رو یاد گرفتین. هر موفقیتی که به دست میارین، ببینین دیگران توش چقد سهم دارن و وقتی تصمیمی نتیجه بد میده سرشار از نکات آموختنی است و مسئول همه اتفاقات شمایین. اینطوری خیلی زود به یک سرمایه گذار فوق العاده تبدیل میشین. تلخی شربت رو تحمل کنین تا شیرینی سلامت رو بچشین! هدف این نیست که همیشه درست سرمایه گذاری کنین، هدف اینه که از هر تصمیم به تصمیم بعدی، تصمیم بهتری بگیرین و تعداد سرمایه گذاری های خوبتون رو افزایش بدین.

طبق آموزه های جلسه نورو مارکتینگ یا بازاریابی عصب پایه و قانون قمار طرفدار ناشیه! دو سرمایه گذاری اول شما نتیجه خوبی خواهند داشت و سرمایه گذاری سوم و چهارم ریسک بالاتری خواهد داشت. در سرمایه گذاریهای سوم و چهارم سرمایه کمی وارد کنین

روزی که بازار یک کشور شروع به حرکت در مسیر رکود کرد، و یا دولت اعلام سیاست انقباضی کرد، سرمایه هایتان را نقد کرده و در حساب بانکی با بهره خوب بزارین و یا مسافرت کرده و در بازار کشور دیگری سرمایه گذاری کنین. همیشه تفکر سیستمی داشته باشین. اگر محیط شروع به سقوط کرد همه صنعت ها شروع به سقوط خواهند کرد، دنبال صنایع استثناء نباشید. وقتی شاخص سقوط میکنه، دنبال صنعت خوب و سهام خوب نگردین، از بازار خارج بشین. نقد شدن هم نوعی سرمایه گذاری است.

وقتی کشوری شروع به سقوط میکنه، کشور دیگه ای به بازارهای اون کشور حمله کرده و اون بازارها رو بدست میگیره، اون کشور رو پیدا کرده و به آنجا مسافرت یا مهاجرت کنین.

در همه زمینه های سرمایه گذاری استراتژی گربه را حفظ کنین و اونقد زمینه های فعالیتتون رو گسترش ندین که نتونین به همشون سر بزنین. با گسترش زمینه های فعالیتتون تیمتان را نیز گسترش بدین و استخدام کنین.

همیشه در زمینه های سرمایه گذاریتون سعی کنین هزینه ها رو کاهش بدین و درآمدها رو افزایش بدین. ولی حق ندارین کیفیت رو قربانی کنین.

فرصت لذت بردن از درآمدهای غیرفعالتان را هم به خودتان بدهید. این هم قانون مهمی است. خیلیا هیچوقت خودشان را تشویق نمیکنن. مغز راست (البته ما یه مغز داریم و منظور همیسفر راست مغز ماست ولی به اختصار در تمام مقالات بنده مغز راست نوشته میشه) ما همیشه از لحظات هیجانی عکس تهیه کرده و نگهداری میکنه. اکثر مردم در لحظات بد غرق میشوند و هزاران تصویر از آن لحظه می گیرند و نگهداری میکنند و در لحظات بیکاری آنها را مرور کرده و همان هورمونها را ترشح کرده و خودشان را دیشارژ میکنن. ولی موفقیت های خودشان را نادیده می گیرند و یا با خوشحالی لحظه ای آن را فراموش میکنند. در صورتی که درست عکس این حالت باید عمل کنند. کسی که موفقیت هایش بیش از همه لایق تشویق است، خود شما هستید. لحظات بد را با یک لبخند مصنوعی رد کنید ولی کوچکترین موفقیت های خود را جشن بگیرید، حداقل تک نفری جشن بگیرید و خودتان را به آبمیوه ای که خیلی دوسش دارین مهمون کنین. سعی کنید از آبمیوه هم یواش یواش لذت ببرین و هر چقد می تونین، طولش بدین که تصاویر بیشتری از اون لحظات ثبت بشه، بعدا از بالا رفتن اعتماد بنفستان خیلی متعجب خواهید شد چون این تصاویر در مغز شما مرور شده و همان هورمونها رو آزاد خواهد کرد. سرمایه گذاران بزرگ اکثر اوقات، در حال جشن گرفتن موفقیت های خودشان هستند.

خوب دوستان عزیزم همین اندازه در موضوع سرمایه گذاری کافی است.

اگر مطلب را مفید یافتید با استفاده از کلیدهای زیر آن را با دوستانتان نیز سهیم شوید:

0 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

پاسخ دهید