40 – سرمایه گذاری

دوستان عزیزم سلام. در این جلسه و جلسه بعد سعی میکنم اصول کلی نوع چهارم کسب و کار یعنی سرمایه گذاری را ذکر کنم و یک توضیح کوچک هم در مورد پولشویی خواهم داد.

همین اول جلسه باید یک توضیح در مورد جذب سرمایه در کارآفرینی بدم. موقع جذب سرمایه دقت کنید که قربانی یک پروژه پولشویی نشوید. کاشف پولشویی آل کاپون بود. آلفونزو گابریل کاپون یکی از بزرگترین تبهکاران آمریکا بود و پول های زیادی از طرق غیرقانونی بدست آورده بود. برای اینکه بتونه اونا رو به راحتی خرج کنه و منبع قانونی برای درآمدهاش نشون بده، گروهی به اسم کاپونها تشکیل داد و یک خشک شویی بزرگ راه اندازی کرد و در اداره کار آمریکا هم تا آخر عمرش شغلش فروشنده لوازم دست دوم بود. کاپونها به دولت می گفتند درآمدشان از راه همان خشک شویی است. همه دولت ها قوانینی علیه پولشویی دارند. بعضی از پولشویی ها توسط افراد نفوذی در دولت انجام می شود و در دولت گذشته کشور ما هم پولشویی هایی انجام شد. افرادی در آمریکا هستند که پولشویی را برای تبهکاران انجام می دهند. اف بی آی یک کتاب جامع در مورد تشخیص پولشویی دارد. این کتاب را بخوانید و بیشتر در مورد پولشویی بدانید. افرادی که پولشویی انجام می دهند درآمد بالایی دارند ولی طبق قوانین آمریکا پولشوها هم شریک تبهکاران حساب می شوند و مثلا اگر یک گروه تبهکاری 10 نفر را کشته باشند، پولشو هم به اتهام ده قتل محاکمه می شود. پولشوها کتاب اف بی آی را مطالعه می کنند و پولشویی را چنان انجام می دهند که با اصول این کتاب قابل تشخیص نباشد. محسن پهلوان مدیر عامل پدیده شاندیز هم برای پولشویی اقدام به پروژه های ساخت و ساز بزرگ کرده بود. بعضی از تبهکاران دنبال پروژه های کارآفرینی می گردند و در آنها سرمایه گذاری می کنند و بعد اتمام قرارداد پولشان را از پروژه خارج کرده و قانونی و تمیز می کنند. مواظب باشید اجازه سرمایه گذاری در پروژه خودتان را به این افراد ندهید. سه مفهوم خارپشتی برای تشخیص این افراد می گویم و اون اینه که اول: تبهکاران موقع سرمایه گذاری از شما درخواست پلن کسب و کار، بازاریابی و برند سازی نمی کنن، دوم: اگه هم بکنن اونو مثل یک داستان می خونن و اصلا بهش فکر نمیکنن و در همون جلسه باهاش موافقت می کنند. سوم: افراد کمی در پروژه های پول سازی آنها مشغول فعالیتن و به سختی بیش از 30 نفر کارگر یا کارمند دارند.

شما هم در همون جلسه اول قبول نکنین که در پروژه شما سرمایه گذاری کنند و اطلاعاتی در مورد بقیه کسب و کارهای آنها بپرسین و در مورد آنها تحقیق کنین. اگه خیلی وسوسه شدین که از این سرمایه استفاده کنین، بگین پسر، دختر یا خانوم تبهکار در پروژه شما سرمایه گذاری کنن و سهامدار شما بشن چون بعدا جرم کمتری به شما تعلق میگیره. ولی از من میشنوین کسب و کار خودتون رو با این ریسک ها به مخاطره نندازین. اگه من بخوام از چنین پولهایی استفاده کنم یک تشکیلات زیرزمینی پولشویی راه اندازی می کنم و از روشهای راحت تری استفاده میکنم. پول حلال لذت و برکت بیشتری داره.

از جلسات نوع اول کسب و کار یعنی کارمندی و کارگری بهتون گفتم که هر ماه حداقل 10% از درآمدتان را کنار بگذارید و هیچوقت بهش فکر نکنید. در مرحله سوم کسب و کار نیز همچنان این پس اندازتان را ادامه خواهید داد و وقتی میزان این پس انداز به حد قابل قبولی رسید، شروع به جستجوی پروژه های کارآفرینی میکنید و در آنها سرمایه گذاری میکنید. ما کلا دو نوع درآمد داریم: یک درآمد فعال و دو درآمد غیر فعال

درآمد فعال شامل درآمدهایی است که به حضور ما نیاز دارند و ما به آنها زمان زیادی اختصاص میدیم، ولی درآمد غیرفعال شامل درآمدهایی است که به حضور ما نیاز ندارند و ماهیانه زمانی در حدود چند ساعت به آنها اختصاص میدیم. سرمایه گذاری، شما را به سمت درآمد غیر فعال سوق می دهد.

در ضمن ما دو نوع دارایی داریم، دارایی درآمد زا و دارایی هزینه بر. به هر دارایی که به ما پول میدهد، دارایی درآمد زا و به هر دارایی که پول از جیب ما خارج می کند، دارایی هزینه بر می گوییم. دارایی هزینه بر را در بعضی کتابها بدهی هم نامگذاری کرده اند. ماشینی که ما داریم، یک بدهی است، چون پول از جیب ما خارج می کند و بر درآمد ما اضافه نمی کند. ولی مغازه ای که ما داریم و به اجاره داده ایم، دارایی درآمد زا است و از نوع درآمد غیر فعال است. میزان ثروت هر کسی را درآمد های غیر فعال و دارایی های درآمد زا تعیین می کند. صاحب یک هتل هم نوع سوم و هم نوع چهارم کسب و کار را دارد و یک دارایی درآمد زاست. حالا که با این اصول مقدماتی آشنا شدیم، میریم سراغ اصول بعدی.

خواندن پلن کسب و کار، بازاریابی و برند سازی را یاد بگیرید. اگر همه جلسات کارآفرینی را خوب مطالعه کرده و یاد گرفته اید، در خواندن پلن ها هم به تبحر رسیده اید و میتوانید با خواندن آنها آینده کسب و کار را حدس بزنید. اگر پروژه بزرگ است، از مشاوره بازاریابان و برند سازان حرفه ای کمک بگیرین و با عجله وارد سرمایه گذاری نشین.

بیش از 25% درصد پس انداز خودتان را وارد یک پروژه نکنین. درسته این روش زمان و هزینه زیادی داره ولی آرزو پردازی در دنیای کسب و کار ممنوعه! و قمار کردن در هیچ پروژه ای هماهنگ با تفکرات یک سرمایه گذار نیست. هیچکس نمیتونه به موفقیت 100% یک پروژه رای بده.

در مورد تامین مواد اولیه هر کسب و کاری سوال کنید. مثلا کارخونه ای که در ایران راه اندازی میشه و مواد اولیه آن از کشورهای عربی وارد خواهد شد حتما به مشکل برخواهد خورد. در صورت مشکل سیاسی بین دو کشور، کسب و کار از بین خواهد رفت.

در مورد استخدام شدگان سوال کنید. افراد تنبلی که فامیل مدیرعامل هستند و جذب شده اند، کسب و کار را با مشکل مواجه خواهند کرد. در مورد فاکتورهای استخدامی سوال کنین و ببینین پروسه چه شکلی بوده.

در مورد بازار هدف و مشتریان نهایی سوال کنید. کسب و کاری که هدفش فقط صادراته و مشتری در کشور تولید کننده نداره به مرحله رشد نمیرسه و همیشه نیاز به تامین مالی داره.

ببینین فاکتورهای آرتین ها که در دو جلسه بخش اول آرتین ها و بخش دوم آرتین ها به تفصیل شرح داده شده، چقد در مورد موسس کسب و کار صدق میکنه، اگه موسس کسب و کار نمره ای بالای 70% درصد آورد، میشه روش حساب کرد، ولی اگه زیر این درصد بود از خیر سرمایه گذاری بگذرین.

خودمانایی رفتارهای موسس را در نظر بگیرین، همه چیزمان شبیه همه چیزمان است. ارزش های پایه ای و انسانیت موسس نشون میده بعدا با شما چه رفتاری خواهد کرد. موسسی که چک های برگشتی زیادی داره، پول شما رو تبدیل به مفرغ میکنه. کسی که با کاپشن پاره این ور اون ور میره، خیلی راحت مدیر شرکتش رو موقع ماموریت اخراج میکنه. کسی که با لب خندون دروغ میگه، پول شما و کل افرادی که بهش میسپارن رو میخوره و بازم دروغ میگه! در کلیه جلساتم فاکتورهای زیادی در مورد خودمانایی ذکر کرده ام که اگه خوب یاد گرفتین در یک مناظره یک ساعته میتونین شخصیت موسس رو تشخیص بدین. از سرمایه گذاری و همکاری با چنین آدم هایی خودداری کنین.

کسی که ادعا میکنه همه چیز رو میدونه و متخصص متخصصاس، شما، همه سهامداران و حتی خودش رو بدبخت میکنه. همه چیز را همگان دانند … از خیر سرمایه گذاری در چنین پروژه هایی دوری کنین.

منتظر نباشین که پولتان به حد معینی برسه و بعد شروع به سرمایه گذاری کنین. همیشه شکارچی فرصت ها باشین. افراد خوبی که میشناسین و میخان کسب و کاری راه بندازن و دنبال شریک میگردن رو شناسایی کنین و باهاشون شریک بشین. گاهی پروژه های کوچک و زود بازدهی هست که میتونین رو اونا سرمایه گذاری کنین و شروع به یاد گرفتن اصول در عمل بکنین. لازم نیست حتما در پروژه های نوع سوم سرمایه گذاری کنین، میتونین رو کسب و کارهای نوع دوم هم سرمایه گذاری کنین. حتی میتونین رو انسانها هم سرمایه گذاری کنین. دانشجویی که هوش بالایی داره ولی سرمایه پرداخت شهریه اش رو نداره و در رشته ای درس میخونه که آینده و بازار خوبی خواهد داشت هم گزینه خوبی برای سرمایه گذاری است. بصورت قسطی (پرداخت شهریه ترم هاش) سرمایه گذاری کنین و بگین بعد از فارغ التحصیل شدن در مدت معینی درآمدش رو با شما تقسیم کنه.

همیشه قانونی سرمایه گذاری کنین. از مالیات نترسین. حتی وقتی روی پروژه بهترین دوست یا برادرتان هم سرمایه گذاری میکنین شروط خود را در دفترخانه و در سه نسخه مکتوب کنین. حالا هر کی این حرفم رو جدی نمیگیره بعد از سه یا چهار سال میگه کاش اون روز به حرف رحیم گوش کرده بودم! در ضمن در سرمایه گذاری روی پروژه هر سه نوع دوست خود میتونین سرمایه گذاری کنین. به شرط اینکه در دفترخانه قراردادتان نوشته بشه. قانون با اسناد مکتوب اقدام میکنه نه با گریه و زاری!

اگر مقاله را مفید یافتید با استفاده از کلیدهای زیر آن را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید:

0 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

پاسخ دهید