39 – جلسه آخر کارآفرینی

دوستان عزیزم سلام، در این جلسه تلاش میکنم بحث کارآفرینی را تمام کنم و در جلسه بعد بریم سراغ نوع چهارم کسب و کار یعنی سرمایه گذاری. در این جلسه با استراتژی، تاکتیک و تکنیک، بودجه، وظایف حقوقی، اصول شراکت و انواع دوستان، مدیریت درآمد و عدم آرمانگرایی آشنا خواهیم شد. خواهیم دید چگونه بدون سرمایه کسب و کار راه اندازی میکنن. به اصول استخدام اشاره ای خواهم کرد و بعد به اجرای پلن کسب و کار خواهیم پرداخت و در آخر چند فیلم مفید برای کارآفرینان را معرفی خواهم کرد.

چهارم: استراتژی: تقریبا میشه گفت اگه ویژن را ده ساله نوشته باشین و اهدافتان را برپایه آن بنویسید سه هدف بزرگ خواهید داشت. برای هر هدف سه استراتژی بنویسید. در جاذبه های غریب و مفهوم خارپشتی در مورد استراتژی بصورت کامل توضیح دادم و الان همه میدونن که استراتژی یعنی اولویت های بلند مدت و تذکر دادم که قبل از اقدام فقط استراتژی را می توان تغییر داد و اصلا نباید بعد از اجرا، استراتژی را تغییر داد و بعد از اجرا فقط میتونین تغییرات جزئی در استراتژی هاتون انجام بدین. اصلاحات در استراتژی را اینطوری در نظر بگیرین که یک هواپیما می خواد از تهران به تبریز بره و در بین راه اصلاحات کوچک انجام میشه تا هواپیما دقیقا به تبریز برسه، اگه اصلاح مسیر توسط خلبان باعث بشه هواپیما بجای تبریز به هر نقطه دیگه ای بره تغییر در استراتژی است و در این مواقع برج مراقبت احتمال میده که هواپیما مشکل فنی پیدا کرده و یا ربوده شده است. رفتار شما با استراتژی هاتون هم اینطوری خواهد بود. حالا شما 9 استراتژی که تقریبا یک ساله هستند (هر چند بعضی استراتژی ها نسبت به بعضی دیگر مدت زمان بیشتر یا کمتری دارند)

پنجم: تاکتیک: در جاذبه های غریب و مفهوم خارپشتی در این مورد هم توضیح دادم و برای هر استراتژی میتوانید حداقل سه تاکتیک تعیین کنید. موقع نوشتن استراتژی سوال ما این است: چه کار کنم؟ سوال تاکتیک هم اینه: چگونه؟ تکنیک را به عنوان فاکتور ششم در نظر نمیگیرم چون تکنیک و تاکتیک آمیخته به همدیگه هستند. تکنیک همان روش منحصر بفرد شما برای انجام هر تاکتیک است. مثلا همه سر کار می روند و این یک تاکتیک یا استراتژی است ولی یکی با ماشین شخصی میره، دیگری با مترو، اتوبوس، تاکسی، پیاده، با کامپیوتر دورکاری می کند و … که همگی انواعی از تاکتیک هستند.

کلا توجه کنید انقد باید بر روی پلن بازاریابی وقت بزارین که جامع و مانع و در عین حال ساده باشه و حتی اگه یک بچه هم بخونه، متوجه کلیت طرح بشه و سوال زیادی براش پیش نیاد.

حالا میریم سراغ گام بعدی یعنی بودجه کسب و کار: در مورد بودجه و جریان نقدینگی تصمیم بگیرید و در این مورد هم قوانینی بنویسید. برآورد اولیه هزینه راه اندازی کسب و کار را محاسبه و بنویسید، بعد از نوشتن، 20% نیز به آن اضافه کنید و بدانید این 20% ذخیره استراتژیک شماست و برای تاکتیک ها نمی توانید از این 20% استفاده کنید. مدت زمانی را نیز برای خاک خوری در نظر بگیرید و برنامه داشته باشید. بنویسید که با چه کارهایی در این زمان کسب و کارتان را خواهید شناساند.

وظایف حقوقی: از اول این سری مقالات گفتم که کارهای ثبتی خود را انجام بدین. باور کنین اگه کارتون قانونی نباشه و قانون، پشت کسب و کارتان نباشه به سادگی کسب و کارتان را به خطر خواهید انداخت و در ابتدای سودآوری، مشکلی قانونی براتون پیش میاد. اگه از شراکت میترسین، کسب و کارتان را با مالکیت خصوصی راه اندازی کنین ولی من ماشین بدون ترمز رو هیچوقت تایید نمی کنم.

در مورد شراکت باید بگویم: ما سه نوع دوست داریم. دوستان نوع اول که با خانواده ما آشنا هستند و رفت و آمد به خانه ما دارند. اعضای خانواده ما هم از دوستان نوع اول ما هستند. دوستان نوع دوم اطلاعاتی از خانواده ما دارند، خیلی از جاها دیدار میکنیم و باهاشون وقت میگذرونیم. دوستان نوع سوم هم کسانی هستند که اطلاعاتی از خانواده ما ندارند و فقط در مکانهای خاص و تکراری همدیگه رو میبینیم. واسه شراکت نوع دوم از دوستان انتخاب خوب هستند. خیلی از افراد با یک دوست نوع دو خود کسب و کاری راه اندازی میکنند و بعد اونا رو به دوست نوع اول تبدیل میکنن و همین باعث میشه شراکت آنها خراب بشه، یا دیدار رو به همان مکان تقلیل میدن و دوست نوع سوم میشن که همین هم اشتباهه. دوستان نوع اول در مسائل بزرگ ما همیشه به ما کمک میکنن. دوستان نوع دوم همیشه در مورد کسب و کار یاور ما هستند و دوستان نوع سوم فقط در گسترش دایره نفوذ ما موثرن. در ضمن شریک شما نباید شبیه شما باشه، بلکه باید مکمل شما باشه. اگه شما زود عصبی میشین، شریک شما باید خونسرد باشه. اگه شما بی احتیاط هستین، شریک شما باید محتاط باشه و … ازدواج دکتر با دکتر واقعا یک افتضاحه! پیچ و مهره مکمل همند، قانون پیچ و مهره رو در تمام شراکت های خود در نظر بگیرید.

درآمدهای کسب و کارتان را از حساب شخصی خود جدا کنید: ادغام درآمدها و هزینه ها با بقیه درآمدها و هزینه ها اشتباه بزرگی است. حساب کسب و کارتان باید از همان روزهای اول از بقیه جدا بشه تا بعد از بزرگ شدن کسب و کار، تصمیم گیری و بودجه بندی حسابهایتان پیچیده نباشه. مالیات چیزیه که هیچوقت بهش برنامه ریزی نمیشه و بعد از پرداخت مالیات همه صاحبان مشاغلی که درآمدها رو دقیق سوا نکرده اند دچار دیشارژ میشن.

آرمانگرا نباشید: خیلی ها تلاش میکنن تا به آمادگی کامل برسند و بعدا اقدام کنند ولی در بازاریابی پارتیزانی قانونی هست که میگه: “هیچوقت به آمادگی کامل نخواهی رسید، پس زودتر اقدام کن تا در حین انجام به آمادگی برسی” هزاران کتاب هم اگر بخوانید، قادر نخواهید بود ده ثانیه داخل آب بمونید و شنا کنید، باید بپرین تو آب و از یک نفر حرفه ای کمک بگیرین که حین انجام کار کمکتان کنه. در شش ماه اول هر اتفاقی که در کسب و کارتون میافته رو بنویسین، مطمئن باشین این اطلاعات از بهترین تحقیقات بازاریابی بیشتر میتونه به کسب و کارتان کمک کنه.

تبریک میگم. اولین پلن کسب و کار خودتان را نوشتید. این پلن را خلاصه نویسی کنید و آماده جذب سرمایه گذار بشین. خلاصه کردن، یعنی اینکه اون سه کلمه جادویی شما نباید به دست هیچکسی بیافته. اطلاعات سری شما نباید به دست هیچکس بیافته چون اون کس میتونه روزی رقیب شما بشه. این پلن میتونه توجه صاحبان نوع چهارم کسب کار یعنی سرمایه گذارها رو جلب کنه و اونا در کسب و کار شما سرمایه گذاری میکنن. اگه نیاز شما برای کسب و کار بیست میلیون تومنه، پیشنهاد سرمایه گذاری سی میلیونی را اصلا قبول نکنین. حق ندارین استراتژیتون رو تغییر بدین! بانکها هم به پلن های کسب و کار خوب وام با درصد کم میدن.

پس میبینیم برای شروع کسب و کار نیاز به پول نیست، بلکه نیاز به تفکر سازنده کسب و کار داره!

بعد از جذب سرمایه نوبت به استخدام میرسه. قبلا در مورد استخدام شرح مفصلی دادم و جلسات بخش اول آرتین ها و بخش دوم آرتین ها بهترین منابع در این زمینه هستند. سالها پیش تبلیغی در تلویزیون پخش می شد که یک نفر دو تا لاستیک میاورد به نمایشگاه اتومبیل و میگفت آقا من ماشینی میخوام که به این لاستیکها بخوره. واقعا در مورد استخدام هم جریان همینه، شما باید انسانهای متعالی رو استخدام کنین، پرفسوری که دروغ میگه، کسب و کار شما رو با خاک یکسان میکنه! فقط یک کارآفرین عقده ای آگهی جذب آبدارچی با مدرک بالای دیپلم میده، مگه یک بیسواد نمیتونه آبدارچی باشه؟ مهم عشق او به چایی و مزه اونه! اونم انسانه و میخاد نون حلال به خونه ببره، با قانون “همه چیزمان مانند همه چیزمان است” یعنی خودمانایی استخدام کنید.

اجرا: بعد از جذب سرمایه گذار اقدام به اجرای برنامه خود بکنید و هر نکته کوچک را هم ثبت و بایگانی کنید. اطلاعات شش ماه اول چنان ارزشمندند که به جرات میتوان گفت فنر پرتاب کسب و کار شما به سوی موفقیته! ولی آنها را مثل داستان دوباره خوانی نکنید و مثل یک منتقد آنها را خوانده و سیستم کلی را از منظری دیگر ببینید. اگه موقع خوندن اطلاعات دیدین دارین بجای تفکر، تصاویر اون لحظات رو مرور می کنین، بهتره از یک سیستم شناس دیگه بخواین مطالعه کنه و نکات کلیدی اونو استخراج کنه.

وقتی کسب و کارتان شروع به سود آوری کرد، به احتمال زیاد سرمستی ناشی از پیروزی به سراغتون میاد. اصلا اونقد خوشحال نشین که با یه خبر بد مشکل قلبی پیدا کنین! هنوز وظیفه شما تمام نشده است. کسب و کار، هنوز به شما وابسته است. حالا وقت راه اندازی تیم تحقیق و توسعه است. وقتی تیم تحقیق و توسعه مثل کسب و کارتان پا گرفت، میتوانید به خودتان تبریک بگویید، ولی مثل یک خلبان با کسب و کار خودتان رفتار کنید. از اتو پایلوت استفاده کنین ولی هوشیاری کافی را هم همیشه داشته باشین. سهامداران شما منتظر گزارشهای خوب شما هستند. از جاذبه های غریب، خودمانایی و محیط سیستمتان آگاه باشین و هر حرکتی که آنها را تغییر میدن رو شناسایی و زود عکس العمل نشان بدین.

در آخر این جلسه، هفت فیلم زیبا بهتون معرفی میکنم، این فیلم ها رو حتما ببینین، نکات ریز و آموزنده ای دارن و ارزش حداقل دو بار دیدن دارن:

The Pursuit of Happiness

Deli Man

The Wolf of Wall Street

Boyhood

Run Forest Run

Into the Wild

Under Fire

اگر مقاله را مفید یافتید با استفاده از کلیدهای زیر آن را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید:

0 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

پاسخ دهید