19 – روانشناسی جمعیت

در این جلسه با روانشناسی جمعیت آشنا خواهیم شد، خواهیم دید جمعیت را هم میتوان در هرم نیازهای مازلو قرار داد، چگونه با اصول روانشناسی جمعیت میشه سر آنها کلاه گذاشت، با قانون هیر کریشنا آشنا خواهیم شد، خواهیم دید رفتار جمعیت را میتوان با اصول تفکر سیستمی پیش بینی کرد ولی سیستم ها از اصول روانشناسی جمعیت تبعیت نمیکنند و از جمعیت باهوشترند، قانون اینرسی در مورد جمعیت را خواهیم آموخت و …

ادامه متن

18 – برند سازی شرطی

در این جلسه با بعضی از اصول مذاکره آشنا خواهیم شد، با ظرفیت سیستمها و ” اثر شاخ دراز ” که از یافته های بنده در برند سازی سیستمی است آشنا خواهید شد، با منطقه نفوذ سیستمی آشنا خواهید شد، شکستن شرطها، مزایا و معایب برند سازی شرطی را خواهیم آموخت، اشکالات قانون 20/80 پارتو را یاد خواهیم گرفت، با اصول مانور کردن آشنا خواهیم شد و …

ادامه متن

17 – آرتین ها

در این جلسه ادامه مبحث آرتین ها رو پی خواهیم گرفت، با اصول حمله و دفاع آشنا خواهیم شد، خواهیم دید چرا تغییر همیشه خوب نیست و باید با علم به نقاط ضعف و قوت باشه، خواهیم دید چگونه با استفاده از کلمه “تغییر” انسانها را استثمار میکنن، شخصیت اعضای گروه “بچه پولدارهای تهران” رو بررسی خواهیم کرد و …

ادامه متن

16 – آرتین ها

در این جلسه آرتین ها را خواهیم شناخت، اصول تیم سازی آنها را خواهیم آموخت، هدف گرایی آنها را یاد خواهیم گرفت، چگونه از تکنولوژی استفاده میکنند و …

 

امشب بالاخره میرسیم به شناخت آرتین ها. آرتین ها زیر مجموعه کارآفرینان هستند ولی شاید به آنها گفت کارآفرینان برتر ولی برتر بودن هم صفتی است که شاید بعضی از کارآفرینان داشته باشند ولی نتوانند به مقام آرتین برسند. آرتین ها انسانهای خاصی هستند که امشب قصد داریم قسمتی از خصوصیات آنها رو بشناسیم و در جلسه بعد هم ادامه بدیم.

خوب بریم سراغ آرتین ها: در چندین جلسه گذشته شرح مفصلی از تکنیک ها رو بعنوان مقدمه خدمتتون عرض کردم تا امشب بتونیم در این جلسه از آنها استفاده کنیم.

اولین خصوصیت آرتین ها اینه که هیچوقت از پول و نیازهای فیزیکی حرف نمیزنن و از زندگی شکایت نمیکنن چون این خصوصیات مربوط به طبقه اول و دوم هرم نیازهای مازلوست، یعنی اونا در هرم نیازهای مازلو حداقل در طبقه سومن. هر چقدر هم از طبقات پایین نقص بوجود بیاد سعی میکنن بدون برگشت به اون نقطه مساله رو حل کنن، روزی به شرکتی رفته بودم و قرار بود باهم همکاری کنیم، موسس و مدیر شرکت با همه کارمندان رفتاری عادی داشت ولی با یکی از خانومای آرایش کرده رفتاری متفاوت داشت و همین نکته باعث شد قید همکاری رو بزنم چون هنوز از طبقه اول بالا نیومده بود و اگه بهترین برند دنیا رو هم برای چنین شرکتی بسازین سیستم به نقطه ثقل خودش میل میکنه و برند قربانی اشتباهات چنین فردی میشه، حتی بعدا شنیدم حرفی به یکی از کارمنداش زده بود و او استعفا داده بود ولی تصمیم داشت بعد از موفق شدن شرکت از این مدیر حق السکوت بگیره! برگشتن به طبقه یک و دو در دیباچه آرتین ها وجود نداره! اونا در هر شرایطی عاشق کار خودشون هستن و محل کارشون رو به بهشت هم ترجیح میدن، هیچ اتفاقی نمیتونه باعث بشه بهونه بگیرن و سرکار نیان، وقتی سر کارشون نیستند هم فعالیتی برای بهبود کارشون انجام میدن، اونا حتی موقع تفریح هم با کسانی تفریح میکنن که بتونن در زمینه کارشون صحبت کنن. برای همین بزرگترین قراردادهای تجاری روی قایق های تفریحی بسته میشن! در هر مکان و زمانی به کارشون فکر میکنن! دوستی داشتم که میگفت خواب نمیبینه ولی اگه خوابی هم ببینه، خواب شرکتش رو میبینه!

دوم: تیم سازهای فوق العاده ای هستن! میدونن خودشون همه کاره نیستن و در هر مساله ای اولین سوالی که از خودشون میپرسن اینه: از چه کسی میتونم کمک بگیرم؟ وقتی متخصصی میبینن از خودشون میپرسن: چه کمکی ازش میتونم بگیرم؟ واسه همین به جمعیت نزدیکترند! متوجهین که رفتاراشون دقیقا بر علتها متمرکزه؟بعد از جذب متخصصان رفتارهای مبتنی بر جاذبه غریب شرکت رو در آنها تکثیر میکنن و در ضمن سعی میکنن کارمندان فوق العاده رو در بلند مدت حفظ کنن. مدیران شرکتهایی که ورشکست میشن ترجیح میدن اکثرا افراد ناشی استخدام کنن تا “پول” کمتری بابت حقوق بدن ولی آرتین ها برعکس رفتار میکنن حتی در بحرانها آرتین ها حقوقها رو از رده های بالا کم میکنن و در پیشرفتها حقوقها رو از طبقات پایین افزایش میدن. قبلا گفتیم جایگاه یابی نگاهی از بیرون به درون دارد و برند سازی نگاهی از درون به بیرون، پس در برند سازی اولین مشتریان ما کارمندان ما هستند، به همین خاطر کسب و کار آرتین ها با سرعت تبدیل به برند می شود. کارمندان ابتدا مدیر و بعد شرکت رو تبلیغ میکنن و کسب و کار زود مشهور میشه. اونا فارغ از جنسیت متخصصان رو زیر نظر دارن برای اونا هم خانوما و هم آقایون، انسانند!

سوم: نقاط اهرمی سیستم خودشون رو میدونن و اگه کارمندی بخواد تغییری در این نقاط بوجود بیاره و این تغییر باعث جابجایی نقاط ضعف و قوت یا جاذبه غریب کسب و کار بشه، بدون کوچکترین درنگ از این تغییر جلوگیری میکنن و اگه کارمند، آگاهانه این کار رو کرده باشه، بدون ترحم یا هر احساس دیگه ای کارمند رو اخراج میکنن. در غیر اینصورت به کارمندانشون اجازه خلاقیت و نوآوری میدن.

چهارم: میدونن همیشه مقام بالاتری میتونن برای خودشون ایجاد کنن به همین خاطر در آموزش کارمنداشون فعالن و گزینه هایی برای جانشینی دارن و به محض ایجاد مقام بالاتر، کسی رو که بیشترین بهره رو از آموزش ها گرفته جانشین خودشون میکنن. “توجه کنین، اونایی که ناشی استخدام میکنن تا پول کمتری بدن، هیچوقت رشد نمیکنن چون جانشینی برای خودشون ندارن و به محض رفتن به مقام بالاتر بر میزان کارشون افزوده میشه و سیستم بالانس کرده و کوچکتر میشه و به حالت قبلی برمیگرده”

پنجم: تمام کارهایی که میکنن به هدفی واحد در ارتباط با هوششون و طبقه هرم مازلویی که قرار دارند ختم میشه. اگه با تفکر سیستمی کاراشون رو زیر نظر بگیرین، در عین کثرت در انتها به وحدت میرسه!

ششم: میدونن زمانی یا مکانی، مساله‌ای در انتظار آنهاست (در جلسه نورومارکتینگ که در مورد مغز راست صحبت کردیم، شرح دادم که در دو گام نخست همه چی خوب پیش میره و در گام سوم و چهارم مسائلی پیش میاد، در واقع این قسمتی از تکنولوژی مغز ماست. در مسیر کسب و کار، آرتین اول کسب و کار رو ایجاد کرده و دوم شروع به استخدام کرده، پس نوبت به ظهور مساله‌ای میرسه) بعد از رسیدن به آن مساله، بدون از دست دادن انگیزه، مساله رو حل میکنن و اثر پروانه‌ای سیستم رو آزاد میکنن، اونا میدونن که مساله هم جزئی از مسیر موفقیته و مفاهیم خارپشتی و قانون لاک پشتی خودشون رو “باید” دنبال کنن. همانطور که در جلسات قبل شرح دادم در همه مفاهیم خارپشتی و قانون لاک پشتی نظم خاصی وجود داره که متکی بر جاذبه غریب سیستمه! نظم و تکرارهایی طراحی میکنن که مساله رو از رو میبرن. انگار تو مغز همشون این جمله حک شده: من ول کن قضیه نیستم! همیشه حل کردن مساله گام سوم، با تکیه بر نظم قابل حل کردنه، یک حداقل برای خودتون تعریف کنین و بدون تعطیلی انجامش بدین.

هفتم: میدونن که انسانها مهم تر از پیشرفت‌های تکنولوژیک هستن و این انسانها هستند که سطح زندگی رو بالاتر میبرن و تکنولوژی فقط بعنوان کاتالیزور یک واکنش شیمیایی عمل میکنه. دستگاهها با سرعت دیوانه‌وار دارن پیشرفت میکنن ولی همچنان انسانها هستند که باعث پیشرفت علم و زندگی هستند. مردم فکر میکنن اینترنت باعث رشد ما شده ولی اینترنت یک وسیله است و فقط دسترسی به اطلاعات سرعت گرفته. در آخر اینترنت یک شبکه اطلاعاتی است و این انسانها هستند که محتوای این اطلاعات رو ایجاد میکنن. تکنولوژی رشد میکنه ولی در آخر یک تکنولوژی نو جای اونو میگیره. قبلا از ضبط صوت در خونه‌ها استفاده میشد، الان کدوم یک از ما در خونمون از ضبط صوت استفاده میکنیم؟ شاید به همین خاطر انیشتین میگه احتمالا سلاح جنگ جهانی چهارم شمشیر و چماق خواهد بود. اول و آخر همه چی انسانها هستند. همین انسانهایی که الان کنار شما هستند. همین کسی که چند متری شما نشسته و شما خیلی وقته بهش نگفتین دوسش دارین، چون به حضورش عادت کردین! شما رو تنهایی به بهشت هم ببرن یک مکان کسالت آور خواهد بود. مگه هدف غایی همه پیشرفت‌ها خدمت به نسل بشر نیست؟

هشتم: فاکتورهایی رو اندازه گیری میکنن که مدیران شرکت‌های ورشکسته یا رو به زوال اندازه گیری نمیکنن. مدیران شرکت‌های ورشکسته اکثرا به پاچه خوارها و بله قربان گوها میدان میدن ولی آرتین ها فاکتورهایی رو اندازه میگیرن که هیچکس جز جانشینانش بهش پی نمیبره. مثلا تعداد گامهای فروشندگان رو اندازه میگیرن، یا تعداد معاملات موفق در زمان کمتر و … در اندازه گیریها همیشه فاکتور زمان رو در نظر دارن. همیشه حاضرن هر هزینه‌ای بکنن تا هزینه زمانی رو پایین بیارن. زمان ارزش اندازه ‌گیری بسیاری داره. شما اگه قادر باشین یک هواپیما بسازین، ولی این هواپیما رو در 60 سال بسازین هیچکس کار شما رو تحسین نخواهد کرد. زمان رو دریابین! آرتین‌ ها زمان رو در میابند! شاید خودشون قادر باشن بازاریابی کسب و کار خودشون رو انجام بدن، ولی اگه ببینن کسی میتونه در زمان کمتری این کار رو انجام بده، بدون تفکر استخدامش میکنن. شرکت‌هایی هستند که از لحاظ برند سازی در جهان اول هستند و در عین حال بیشترین تعداد برند ساز رو هم دارن! پول برای آرتین ها یک وسیله برای جلو بردن کسب و کاره و در نقطه مقابل، مدیرانی هستند که برای پول کار میکنن! به بالاترین درجات حکومتی هم که برسن، برای پول کار میکنن! اگه بدونن انسانهایی که در آن کشور زندگی میکنن بیش از منابع زیر زمینی ارزش دارن، میتونن تاریخ رو فتح کنن و حتی از زمان هم بگذرن، میتونن عمر جاودانه داشته باشن و در قلب انسانها زندگی کنند چه زیبا گفت سعدی:
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز/مرده آنست که نامش به نکویی نبرند

15 – سیستم سازی کسب و کار

در این جلسه هم مطلب سیستم سازی کسب و کار را ادامه خواهیم داد، تکنیک پایین آوردن مساله را خواهیم آموخت، تحلیل منابع را بیشتر خواهیم شکافت و خواهیم دید چگونه برند ها با تحلیل منابع از بین میرن، با آجون ایلیجالی تهیه کننده و مجری مشهور ترکیه ای آشنا خواهیم شد و خواهیم دید با داشتن چندین برند ساز باز هم اشتباه برند سازی میکنن و با تحلیل منابع که یک بحث سیستمی است برند خود را از بین میبرند، خواهیم دید بعد از ادغام شرکتها چگونه جاذبه غریب هر دو شرکت از بین میره، چشم انداز کشورمان را نیز برای بررسی با اصولی که تا حالا یاد گرفتیم در اختیارتان قرار خواهیم داد و …

ادامه متن

13 – سیستم سازی کسب و کار

در ادامه مطالب سیستم سازی کسب و کار در این جلسه با مثالهای متفاوتی از بالا بردن محک آشنا خواهیم شد، با قانون پمپ یا تلمبه آشنا خواهیم شد، استفاده از اهرم در سیستم ها را خواهیم آموخت، با هرم نیازهای مازلو آشنا خواهیم شد، خواهیم دید چگونه صیقل زمان میتونه بر ارزش هر چیزی بیافزاید و …

ادامه متن

12 – سیستم سازی کسب و کار

در این جلسه با سیستم سازی کسب و کار بر پایه خودمانایی آشنا خواهیم شد، با فاکتورهای نامشهود سیستم ها آشنا خواهیم شد، آرتین ها را خواهیم شناخت، با پنج نوع کسب و کارها آشنا خواهیم شد و خواهیم دید هر نوع چه مزایا و معایبی دارند، چطوری انسانها موقع رسیدن به هدفشان از آن دست برمیدارند و علت این اتفاق چیست، تکنیک بالا بردن محک را یاد خواهیم گرفت و …

ادامه متن

11 – جاذبه های غریب

در این جلسه جاذبه های غریب را بیشتر خواهیم شکافت و از اصول آن در نوشتن سند چشم انداز استفاده خواهیم کرد، خواهیم دید چگونه جاذبه غریب محدود میتونه عمر ما رو کوتاه کنه و چرا بازنشستگان چند سال بعد از بازنشستگی میمیرند، چگونه از تفکر معکوس برای بهبود زندگی استفاده کنیم، طرز سوال کردن از مغز را خواهیم آموخت و …

ادامه متن

10 – طراحی سیستم ها

در این جلسه با قوانین: کلید، لاک پشتی، یکپارچگی، مکملی و شکار و شکارچی آشنا خواهیم شد. سیستم های تعادلی و تقویتی را بیشتر خواهیم شناخت، خواهیم دید چرا زندگی زیاد با نبوغ سازگاری ندارد، خواهیم دید چرا نباید هیچوقت روی اصول مذاکره کرد و …

ادامه متن